و غير محيى الدّين از نقطهء نظر استدلال در نزد ما يكسانست . در اوائل بحثهاى خود دو سه تا شعر بى مزه دارد ، ولى انصافاً به دنبال آن ، بحثهاى خيلى گيرا و جالبى مىكند . امّا ابن فارض انصافاً در رقاء و علوّ درجهء شعرى و رسانيدن مطالب عرفانى بيداد مىكند و حقّاً مىتوان گفت كه ابن فارض در عرفان و شعر عرب ، به مثابهء حافظ شيرازى در عرفان و شعر فارسى است .
ابن فارض در عرفان و شعر عرب بى مانند است ؛ همانطور كه حافظ شيرازى در عرفان و شعر پارسى مانند ندارد .
فقط اشعار تائيّهء ابن فارض بين هفتصد بيت و هزار است « 1 » و انصافاً عالى و راقى سروده است .
مرحوم استاد ما حاج ميرزا على آقا قاضى رضوانُ الله عَليه مىفرمودند :
ابن فارض شاگرد محيى الدّين بوده است ، روزى محيى الدّين به ابن فارض گفت : شما شرحى براى قصيدهء تائيّهء خود بنويسيد !
ابن فارض در جواب مىگويد : شيخنا ، اين « فتوحات مكّيّة » شما شرح تائيّهء ابن فارض است .
محيى الدّين بسيار به تشيّع نزديك بود . « 2 » اصولًا در صدر اوّل و زمانهاى پيشين ، مسألهء تشيّع صورت ديگرى داشت ؛ و غالباً بزرگان از علماء و عرفاء در حقيقت شيعه بودهاند ولى ناچار از نقطهء نظر ضرورت تقيّه مىكردند ؛ و سعى مىكردند كه آن حقيقت را بطوريكه مصادم با مزاحمتهاى خارجى نگردد در خود حفظ كنند ؛ و لذا با كتمان ، به شكلى خود را نگه مىداشتند ، و از
هامش
( 1 ) دقيقاً اشعار تائيّهء ابن فارض ، هفتصد و شصت و يك بيت است .
( 2 ) راجع به تشيّع محيى الدّين ، مرحوم ملّا محمّد صالح خلخالى در مقدّمهء كتاب « مناقب » محيى الدّين كه شرح نموده است دلائل بسيارى را ذكر كرده است .