در انواع مجرّده در عين حال كه يك فرد بيشتر تحقّق پيدا نمىكند ، كثرات بسيارى از راه تعلّق به مرحلهء مادّيّت بدست مىآورند و مجرّد هم هستند ، و در عين حال خصوصيّات فردى و اسمى را هم نگهداشتهاند .
اين مسأله بسيار دقيق است ؛ و نمىتوان به زودى از آن عبور نموده و حكم نمود .
و اصل اين كلام يعنى فنا در ذات خدا صحيح است و قابل انكار نيست ولى بايد راهش را پيدا كرد . و با كنار نهادن عين ثابت مطلب درست در نمىآيد .
مُحيى الدّين قائل به بقاء اعيان ثابته مىباشد و روى آن اصرار و ابرام هم دارد ، با اينكه قائل به فناء در ذات خدا مىباشد .
و نظير اين مطلب را در آن جائى كه براى حشر زنده مىشوند و حضور پيدا مىكنند گفتهاند ، كه چون وجودشان مجرّد است و بواسطهء آن تجرّد كثراتى را دارند ( و اين كثرات را هم آنها گفتهاند ) ولى بواسطهء كثرات تجرّد ، شرّ براى آنها صحيح نيست ؛ يعنى نمىتوان گفت كه در روز قيامت معذَّب هستند و منعَّم نيستند يعنى معذّبند و تحت دائرهء عذابند . بارى ، اين حرفها را گفتهاند و يك سلسله حرفهائى اينجا هست ؛ ولى بايد حلّ نمود .
در لفظ مبارك لا هُوَ إلّا هُو كه انحصار همهء هويّات را بذات مقدّس حضرت احديّت مىكند ، ما كه منكر نيستيم ؛ گفتار ما در اينست كه اين كلام را از نقطهء نظر صحّت با چه ميزانى مىتوانيم تطبيق بنمائيم .
زيرا در عالم فنا هويّاتى نداريم ، موجوداتى نداريم ، از زمين و آسمان خبرى نيست . آنوقت در ذكر مبارك لا هُوَ إلّا هُو كه نفى هر هويّت را مىكنيم ، هويّتى را نداريم كه انحصارش را در ذات خدا كنيم ؛ همه نداريم ، ما سِوَى نداريم ، ما سِوَى الله نداريم .
كلام ، كلام صحيحى است ولى بايد لِمَّش را بدست آورد كه چه بايد
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٧