بچهاش هست گردد و هستى يابد ، و نقصان و بوار و هلاك دامنگيرش نشود ؟
بالاخره براى اثبات بقاء عين ثابت در حال فناء ، بايد يكى از دو چيز اثبات گردد :
يا بايد اثبات گردد كه فناء در ذات مستحيل است .
و يا بايد معنى فنا را از اين معنى متبادر به ذهن منسلخ نموده ، و براى آن معنى ديگرى نمود .
آخر فناء يك واقعيّتى است يا نه ؟ حقيقت فناء اضطراراً مشهود ، و قابل انكار نيست .
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً .
« 1 »
و فناى اختيارى ، روش انبياء و مرسلين و ائمّهء طاهرين سلامُ الله عَليهم أجمعين و روش اولياى خدا و مقرّبين و مخلَصين بوده است . اين حقيقت معنى فناست ، و اگر بنا بشود فنا در ذات خدا ( يعنى مفنىّ فيه ) نبوده باشد ، و يا معنى فنا چيز ديگرى بوده باشد ، اين حقيقت و واقعيّت كه نهايت سير تكاملى است متزلزل خواهد شد . زيرا اگر در راه سلوك بنده بسوى خدا مختصر انانيّت و شخصيّتى از او باقى باشد ، هنوز سير او كامل نشده و به همان مقدار كه فنا حاصل نشده است ، نياز به تصحيح و تدارك دارد
. تا يك سر موى از تو هستى باقيست * آئين دكان خود پرستى باقى است
گفتى بتِ پندار شكستم رستم * اين بت كه ز پندار برستم باقى است
هامش
( 1 ) آيهء 93 ، از سورهء 19 : مريم : « نيستند تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند ، مگر آنكه در تحت عبوديّت ، بسوى خداوند رحمن رهسپارند . »