تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
الْمُسْتَهْزِئِينَ .
« 1 » در اين صورت آنحضرت طبق اين أمريّهء الهيّه ، اعلان توحيد را جهاراً مىنمودند ، و از مشركان اعراض مىنموده‌اند . و يا مثلًا در قضيّهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
به مردم مىفرموده‌اند : اوست خداوند ، اوست يگانه . دوّم : در حكايت قرآن از اوامر الهيّه ؛ و اين قضيّه ، داستان ديگرى است . زيرا همانطور كه مىدانيم قرآن وحىِ آسمانى است ؛ و بدون كم و بيش - حتّى يك كلمه و يك حرف - بايد آن وحى را بازگو كند . و بنابراين ، قرآن عين آنچه را كه برسول الله خطاب شده است بيان مىكند ؛ و اينست معناى قرآنيّت . و اگر در
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
يا
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ،
لفظ قُلْ از آن انداخته شود و گفته شود :
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
و
أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ،
ديگر آن قرآن نيست ، و كلام خدا نيست ؛ بلكه كلام پيغمبر است كه مىگويد : خدا يگانه است . و چون قرآن مجيد نفس وحى است ، نمىتواند بدون لفظ قل بوده باشد . همچنانكه در سائر اوامر الهيّه كه مُصَدَّر به لفظ قُلْ نباشد مانند همين آيهء قريب الذّكر :
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
مىبينيم كه عين لفظِ امر آمده و قرآن كريم آن را حكايت نموده است . و از اين گذشته ، در خطاب‌هاى الهيّه و مطالب قرآنيّه ، رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم عنوان آئينه و مِرآت براى خطاب بجميع امّت ، و بلكه بجميع مردم جهانند ؛ و در حقيقت خطاب بمردم مىشود و مخاطب بخطاب‌هاى قرآن ، خود مردم هستند ، منتهى از دريچه و آئينهء نفس رسول الله
هامش
( 1 ) آيهء 94 و 95 ، از سورهء 15 : الحِجْر : « به آنچه به تو امر شده است جهاراً و علناً اعلان كن ، و از مشركان اعراض كن ؛ ما تو را از شرّ استهزاء كنندگان كفايت خواهيم نمود . »