الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ،
« 1 »
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ، *
« 2 »
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ ،
« 3 »
قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ،
« 4 »
قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى
. « 5 »
و بسيارى ديگر از آيات قرآن كه خود يك ستون مُعظَمى را تشكيل مىدهند .
و معلومست كه در اين خطابها آنچه مورد امر خداوند قرار گرفته است و رسول خدا بدان مُؤتمر بودهاند خود قول نيست ، بلكه مَقول قول است . يعنى چون به رسول الله خطاب شد :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ؛
پيغمبر مأمور است كه بگويد :
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ،
نه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ؛
و گرنه به امر خدا رفتار ننموده است ، و مأمورٌ به را كه همان نفس مَقول قول است ، انجام نداده است .
و در اين مطلب ابداً جاى شبهه و ترديد نيست . مثلًا اگر كسى بما امر كند
هامش
( 1 ) آيهء 49 و 50 ، از سورهء 56 : الواقعة : « بگو : بدرستيكه تمام مردم اوّلين و آخرين در وعده گاه روز معيّن گرد هم خواهند بود . »
( 2 ) صدر آيهء 110 ، از سورهء 18 : الكهف : « بگو : اينست و جز اين نيست كه من بشرى همانند شما هستم . »
( 3 ) صدر آيهء 32 ، از سورهء 3 : ءَال عمران : « بگو : از خدا و از رسول خدا پيروى نمائيد . »
( 4 ) صدر آيهء 95 ، از سورهء 3 : ءَال عمران : « بگو : خدا راست گفت ، پس شما از آئين إبراهيم كه گرايش به راستى دارد پيروى كنيد ! »
( 5 ) قسمتى از آيهء 77 ، از سورهء 4 : النّسآء : « بگو : بهرهء دنيا اندك است ؛ و آخرت براى افراديكه تقوى پيشه مىگيرند مورد اختيار و پسند است . »