تفسير براى جملهء
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
است ، بنا بر لفّ و نشر مرتّب ؛ چون معنى فاكهه واضح است ، و از طرفى مىدانيم كه فاكهه متاع براى چهارپايان نيست بلكه متاع از براى خصوص انسان است ، بنابراين
مَتاعاً لَكُمْ *
تفسير براى
وَ فاكِهَةً *
واقع مىشود ، و طبعاً جملهء
وَ لِأَنْعامِكُمْ *
تفسير براى
وَ أَبًّا
خواهد شد ؛ پس معلوم مىشود كه ابّ علوفهء حيوانات است .
و امّا در سورهء نازعات جملهء
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
تفسير براى جملهء
أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها
است نه بنحو لفّ و نشر مرتّب و يا مشوّش ، بلكه اجمالًا تفسير آنست كه از آب و گياهى كه از زمين مىرويد ، خداوند متاع شما و متاع چهارپايان را معيّن و مقدّر فرموده است .
چون مرعى در لغت به معنى رِعْى بالكسر است كه به معنى گياه است ؛ و اختصاص به گياه حيوانات ندارد . و يا مصدر ميمى است ، و آن هم به همين معنى است . و امّا جملهء وَ
الْجِبالَ أَرْساها
جملهء استطراديّه است كه بين جملهء مفسِّر و مفسَّر واقع شده و براى بيان استحكام زمين كه از تمايل و مَيَدان باز ايستد و بهم نپاشد آمده است ؛ كه با كوههاى استوار و ثابت ، اين زمين را حفظ فرمود ، تا بتواند گياه دهد و آب از خود خارج كند ؛ تا خوراك شما و چهارپايان فراهم آيد . اينست آنچه به نظر مىرسد ، و الله أعلم * * *
در خطابات قرآنيّه كه مصدَّر به لفظ قُلْ است
تلميذ : در بسيار از آيات قرآن ، اوامرى كه به رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم مىشود ، مصدَّر به لفظ قُلْ است ؛ مانند :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ،
« 1 »
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ،
« 2 »
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ،
« 3 »
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ،
« 4 »
قُلْ إِنَّ
هامش
( 1 ) آيهء 1 ، از سورهء 112 : الإخلاص : « بگو : اوست الله ، اوست يگانه . »
( 2 ) آيهء 1 ، از سورهء 114 : النّاس : « بگو : پناه مىبرم به پروردگار مردم . »
( 3 ) آيهء 1 ، از سورهء 113 : الفلق : « بگو : پناه مىبرم به پروردگار شكافتگى ( وجود از عدم و يا نور از ظلمت و يا غير آن ) . »
( 4 ) آيهء 1 ، از سورهء 109 : الكافرون : « بگو : اى جماعت كافران ! »