كه در ميان مردم برو ! و بگو : خدا يگانه است ! ما بايد در ميان مردم برويم و بگوئيم : « خدا يگانه است . » نه آنكه بگوئيم : « بگو : خدا يگانه است . »
زيرا قول در اينجا بعنوان واسطه و حكايت از نفس مأمورٌ به كه متعلّق آنست مىباشد ، نه آنكه خودش بعنوان استقلال نگريسته شده و مورد خطاب امر قرار گرفته باشد . و بنابراين در همين مثال اگر انسان بگويد : خدا يگانه است متعلّق امر را بجاى آورده است و اگر بگويد : بگو : خدا يگانه است متعلّق امر را بجاى نياورده است . و حقيقتِ مأمورٌ به ، نفس متعلّق است ؛ نه به زبان آوردن متعلّق .
و بنا بر آنچه گفته شد ؛ رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم بايد بمردم بگويد : خدا يگانه است :
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
. و همچنين در سائر آيات بايد متعلّق قول را به مردم بگويد ؛ در حالى كه مىبينيم در تمام قرآن كريم لفظِ قل هم آمده ؛ و عين آنچه كه به پيغمبر خطاب شده است ، در قرآن منعكس گرديده است
. علّامه : بحث در دو مورد است
: اوّل : در قضيّهء امر خدا به آنحضرت ، و مأمور بودن او ، و بجا آوردن مأمورٌ به در خارج .
و البتّه معلومست كه در اين قضيّه ، رسول الله به امر خداوند مؤتمر بوده و متعلّق امر را كما كان بجاى مىآوردهاند . و مثلًا در همين خطابهائى كه در اوّل آن با قل شروع شده است ، رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم متعلّق قول را اتيان مىنمودهاند .
مانند سائر اوامرى كه به آنحضرت مىشده است ، گرچه با لفظ قُلْ نبوده است ؛ مثل اين خطاب :
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْناكَ