ممكن الوجود و واجب الوجود است ؛ آن را با كدّ و سعى جستجو نموده و آن را بدست بياورند . اگر آن بدست آمد
أَهْدى سَبِيلًا
است ، و گرنه اضلال است .
همهء مردم در دنيا زيست مىكنند ، معاشرت مىنمايند ، نكاح مىكنند ، غذا مىخورند ، استراحت مىكنند ، مىخوابند ؛ در مشاغل مانندِ هم باغبانى و زراعت و تجارت و صناعت مىكنند ؛ ولى يك عدّه فقط نظر به ظاهر اين امور دارند و از باطن اعراض دارند ؛ اينها
بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً
هستند ؛ يك عدّه در بين اين امور متكاثره و كثيره دنبال آن حقيقت واحده هستند ؛ اين مىشود نعيم .
* * *
تفسير آيهء : مَتعًا لَّكُمْ وَ لِانْعَمِكُمْ
تلميذ : در سورهء عَبَسَ وارد است كه :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا * مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ .
« 1 »
« خداوند از زمين براى شما ميوه و أبّ را رويانيد كه آنها براى بهرمند شدن شما و بهرمند شدن چهارپايانتان مىباشد . »
در روايت از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام است كه : جملهء
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
جملهء تفسيريّه براى جملهء سابقه :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
مىباشد ؛ و بنابراين ، معنى أبّ روشن خواهد بود كه چون غذا براى چهارپايان است مراد از آن ، همان علوفه ايست كه مورد استفادهء آنها قرار مىگيرد . « 2 »
هامش
( 1 ) آيهء 31 و 32 ، از سورهء 80 : عَبَسَ
( 2 ) در تفسير « الميزان » ج 20 ، ص 319 وارد است كه : در « إرشاد مفيد » چنين وارد است كه : از أبا بكر دربارهء اين آيهء شريفه :وَ فاكِهَةً وَ أَبًّاسؤال كردند ؛ معناى أبّ را از قرآن نمىشناخت و گفت : كدام آسمان بر من سايه مىافكند ؟ يا كدام زمين مرا حمل مىكند ؟ يا آنكه من چكنم اگر در كتاب خدا چيزى را بگويم كه نمىدانم ؟ امّا فاكهه ، معنايش را مىدانيم ؛ و امّا ابّ را خدا داناتر است . اين جريان به أمير المؤمنين عليه السّلام رسيد ، حضرت فرمود : سبحان الله ! آيا ندانست كه مراد از ابّ ، گياه و علفى است كه حيوانات بر آن مىچرند ؟ و اينكه گفتار خداى تعالى ، اعتناء و توجّه خداوند است بر مخلوقاتش در آنچه به آنها غذا مىرساند ؛ و در آنچه براى چهارپايانشان آفريده است كه موجب حيات نفوس و قوّت اجساد مخلوقات است