تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
چيز ديگرى نيست ؛ و اين ناشى از ارجاع ضمير
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
به رسول الله است . ثالثاً : همه اتّفاق دارند ، از شيعه و سنّى ، بر آنكه : سورهء
ن وَ الْقَلَمِ
كه از سُوَرِ عَتائق « 1 » است ، با بقيّهء عتائق همه در مكّه نازل شده است . و بالخصوص سورهء
ن وَ الْقَلَمِ
بعد از سورهء عَلَقْ و سورهء مدّثّر و سورهء مُزّمِّل نازل شده ؛ و در ابتداى بعثت رسول الله بوده است . و خداوند در اين سوره به آيهء و
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 2 » آنحضرت را مىستايد ، و به جهانيان معرّفى مىكند . اين اخلاق آنحضرت در ابتداى بعثت بوده است ؛ چگونه متصوّر است كه پس از بعثت و گذشتن زمانى كه بحسب طبيعت و عادت بايد اخلاق ، عاليتر گردد ؛ از آنحضرت چنين عملى سر زند ؟ و به مجرّد ديدن شخص نابيناى مؤمن و متّقى كه ابن امّ مَكتوم بوده است ، حضرت به ملاحظهء تمايل سران قريش به اسلام ، و جلب قلوب مترفين و مستكبرين از عرب ، روى ترش نموده و چهرهء خود را متغيّر سازند ؛ و روى خود را بگردانند . ما چنين اخلاقى را نه تنها در پيامبر اسلام ، بلكه در سائر انبياء و اولياى خدا ، و بلكه در سائر طبقات مؤمنين متّقى و متعهّد و مراقب سراغ نداريم . و من چنين ميدانم كه فاعل
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
، عثمان بن عَفّان بوده است كه در اثر آمدن ابن امِّ مكتوم نابينا بنزد رسول الله متغيّر شد و چهره گردانيد . و روايات هم شاهد اين معنى است ؛ چه در آنها وارد است كه كَانَ رَجُلًا مِنْ
هامش
( 1 ) چند سوره‌اى كه در ابتداى بعثت نازل شده است را عتائق نامند ، جمع « عَتيقَه » يعنى : قديمى شده و مرور زمان بر آن خورده . ( 2 ) « و بدرستيكه حقّاً تو از اخلاق عظيمى برخوردار هستى . »
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 150 | السيد محمدحسين الطباطبائي