آرى وليد « 1 » اين گونه كلمات كفريّات را گفت و قرآن را سحر قوىّ خواند .
وليد و أبو جَهل و رفقايشان بدور هم مىنشستند و قرآن را بباد مسخره مىگرفتند .
چون آيهء
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
نازل شد ، أبو جهل از روى تمسخر ، به طائفهء قريش گفت : مادرهايتان به عزايتان بنشينند ! من شنيدهام ابن أبى كَبْشة ( منظور رسول الله است ) مىگويد : پاسداران و موكّلان بر جهنّم ، نوزده نفرند ؛ و شما جماعتى هستيد ! آيا ده نفر ، ده نفر از شما نمىتوانند مجتمعاً بر پاسداران دوزخ حمله كنند ، و بر هر يك از خزنهء جهنّم هجوم آورند و او را با شدّت بگيرند ؛ و اين جهنّمى را كه محمّد ميگويد ، از اين نوزده پاسبان آسوده كنند
! ؟ أبو الاسَد بن اسَيدِ بن كَلْده جَمَحىّ گفت : چون من مردى شجاع هستم و پهلوانى شايستهام ، من به تنهائى از عهدهء هفده تن از آنها بر مىآيم ، و شما نيز از شرّ آن دو تنِ ديگر مرا كفايت كنيد !
در سورهء أنعام و سورهء نساء ، كفر و استهزاء و خوض در آيات را كه از وليد و يارانش سر زده بود بازگو مىكند ، و به مؤمنين ميگويد : با چنين مردم فاسقى منشينيد ! و بكفريّات آنان گوش فرا ندهيد !
در سورهء أنعام به صورت خطاب به رسول الله اين حكم آمد ؛ و معلوم است كه مراد مسلمين بودهاند .
و در سورهء نساء به صورت خطاب به مسلمين آمده ، و ياد آورى حكم وارد شده در سورهء أنعام را مىنمايد ؛ و معلوم است كه سورهء نساء بعد از سورهء أنعام
هامش
( 1 ) و مخفىّ نباشد كه اين « وليد بن مُغِيرة » است و يكى از آن دو نفر رجل عظيمى است كه مشركين گفتند چرا قرآن بر يكى از اين دو نفر نازل نشده است ؛ و اين وليد غير از « وَليد بن عُقْبَةِ بنِ أبى مُعيط » است كه دربارهء او آيهء نبأ نازل شده است .