تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
نازل شده است و خطاب واحد به مسلمين را در سورهء أنعام به صورت خطاب به رسول خدا ، و در سورهء نساء به صورت خطاب بجميع مسلمانان بيان ميفرمايد . ثانياً : در چند آيهء بعد خداوند ميفرمايد :
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ * مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ * مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ * ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ * ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ * ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ * كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ .
« كشته باد اين انسان كه تا اين درجه كفر و عناد ميورزد . خداوند او را از چه چيز آفريده است ؟ خداوند او را از نطفه آفريد و سپس او را صورت بندى و تقدير نمود ؛ و پس از آن ، راه را بر او آسان كرد . و سپس او را بميراند و به خاك قبر سپرد . و پس از آن ، هر وقت خدا بخواهد او را بر مىانگيزد . چنين نيست كه مردم كافر گمان مىكنند ! كه بدون بجاى آوردن اوامر الهيّه كار انسان انجام مىيابد » .

ادلّه و شواهد دالّه بر اينكه عَبَسَ وَ تَوَلَّى

راجع به رسول الله نيست و تمام مفسّرين شيعه و سنّى اتّفاق دارند كه : ظاهر اين نفرين از خدا ، راجع به همان كسى است كه چهرهء خود را درهم كشيده و روى گردانيد ؛ يعنى در ظاهر سياق عبارت آيه ، همان فاعل
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
است ، كه كفران نموده و هيچگاه امر خدا را اطاعت نكرده است . و اين نحو از خطاب ابداً راجع برسول الله نيست ؛ و از مطالعهء خطابات قرآنيّه نسبت به رسول خدا اين حقيقت مكشوف است . و لذا همان مفسّرين سنّى مذهب كه فاعل
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
را رسول الله گرفته‌اند ، در اينجا مجبور شده‌اند رفع يد از اين ظهور نموده ، و چنين ادّعا كنند كه اين فقرات راجع به آنحضرت نيست ؛ و در موقع ديگر نازل شده ، و سپس اين دو جزو از سوره بهم پيوسته است . و معلوم است كه چنين ادّعائى جز ساقط كردن قرآن را از درجهء بلاغت