تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ * لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
« 1 » « واگذار مرا با آنكه من او را تنها خلق كردم . و براى او مال فراوان و گسترده‌اى قرار دادم . و فرزندانى كه همه حاضر و پشت و پناه او شمرده مىشدند . و از هر جهت اسباب و وسائل بزرگى را براى او آماده كردم . و با اينحال او طمع زيادتى داشت . نه ؛ چنين نيست ! كه ديگر زياد كنم ؛ چون او به آيات ما دشمن بود . من او را بشدّت ميگيرم و از عقبات و كريوه‌هاى صعب العبور بالا مىبرم ! او در آيات ما فكر كرد ، و بر اين اساس تقدير نمود ، و در معانى و نظم قرآن ، و تقديم و تأخير ، براى استنتاج مطلوب خود سنجش و اندازه گيرى كرد . پس كشته باد وليد ، چگونه سنجش كرد ؟ و سپس كشته باد وليد ، چگونه سنجش كرد ؟ و براى رضاى خاطر معاندين و همقطارانش ، نظر كرد . و سپس روى خود را در هم فشرده و به حالت عبوس و گرفتگى ، روى درهم كشيد . و پس از آن پشت و ادبار نموده و بزرگى كرد و گفت : اين قرآن نيست مگر يك سحرِ انتخاب شده و قوى پايه ؛ اين قرآن نيست مگر كلام آدمى . من او را در ميان سَقَر آتش مىزنم . اى رسول ما ! مىدانى سقر چيست ؟ ! آتشى است كه دست ردّ بر سينه كسى نمىنهد ؛ و همه را در كام خود فرو مىبرد ، و چيزى را باقى نمىگذارد و رها نمىكند . پوست بدن را سياه و سوخته مىكند . و بر آن آتش دوزخ ، نوزده فرشتهء عذاب ، مأموريّت پاسدارى و محافظت دارند
هامش
( 1 ) . آيات 11 تا 30 ، از سورهء 74 : المدّثّر