تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و نيز در « كافى » از علىّ بن إبراهيم ، از محمّد بن عيسى ، از يونس ، از عبد الله بن مُسْكان ، از حضرت صادق عليه السّلام دربارهء گفتار خداوند تعالى :
حَنِيفاً مُسْلِماً
وارد شده است كه حضرت فرمودند : خَالِصًا مُخْلِصًا لَيْسَ فِيهِ شَىْءٌ مِنْ عِبَادَةِ الاوْثَانِ . « 1 » در اين روايات ملاحظه مىشود كه پاكى دل از زنگار كدورت‌هاى طبيعت و هوى و هوس ، و ايمان به خدا و فطرت توحيدى ، همان روشنى و نور باطن است كه منبع ادراك قلب و گرايش وجدان بعوالم ملكوت و جبروت و لاهوت مىباشد .

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت ميكنند

پس ، از مجموعهء آنچه ذكر شد ، استفاده شد كه هر دو كانون از ادراك در انسان موجود ، و هر دو لازم است ؛ هم كانون تفكّر عقلى و هم كانون احساس و عواطف و شهود قلبى و وجدانى شهود قلبى موجب ايمان و ربط انسان از حقيقت و واقعيّت خودش بذات بارى تعالى شأنه مىباشد و بدون آن ، هزار گونه تفكّرات عقليّه و فلسفيّه و ذهنيّه ، او را خاضع و خاشع نمىنمايد ؛ و پس از يك سلسله استدلال‌هاى صحيح بر اساس برهان صحيح و قياسات صحيحه ، باز تزلزل روحى و وجدانى موجود ، و هرگز از سراى انسان رخت بر نمىبندد ، و او را بعالم آرامش و اطمينان و سكينه نمىرساند . تفكّر عقلى موجب تعادل و توازن عواطف و احساسات باطنى
هامش
( 1 ) « اصول كافى » طبع حروفى ، ج 2 ، ص 15 : « آن دلى كه خالص و مخلِص باشد ؛ و در آن هيچ چيزى از عبادت بت‌ها نبوده باشد . »
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 118 | السيد محمدحسين الطباطبائي