أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى .
« 1 »
در اين آيات نيز خداوند ، افرادى را كه نور باطن خود را تاريك و راه آخرت را به خود بستهاند ، چون كسانى مىداند كه مرده و در ميان قبور زندگى دارند ؛ يا آنكه نابينا هستند .
اين آيات راجع باختفاء نور قلب است نه عدم متابعت از قوّهء تعقّليّه و فكريّه .
و امّا روايات در اين باب از حدّ إحصاء خارج است ، و ما براى نمونه چند روايت مىآوريم :
در « كافى » از علىّ بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن فضّال ، از پدرش ، از ابن أبى جميله ، از محمّد حلبىّ ، از حضرت صادق عليه السّلام دربارهء گفتار خداوند عزّ و جلّ :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
روايت شده است كه آنحضرت فرمود : مراد از فطرت ، توحيد است ؛ فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ . « 2 »
و نيز در « كافى » از علىّ بن إبراهيم از محمّد بن عيسى بن عُبَيد از يونس از جَميل روايت شده است كه گفت :
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ قَوْلِهِ عَزّ وَ جَلَّ :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ »
قَالَ : هُوَ الإيمَانُ . قَالَ : قُلْتُ :
« وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
قَالَ : هُوَ الإيمَانُ . وَ عَنْ قَوْلِهِ :
« وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى »
قَالَ : هُوَ الإيمَانُ . « 3 »
هامش
( 1 ) صدر آيهء 19 ، از سورهء 13 : الرّعد : « آيا كسى كه مىداند آنچه را كه بسوى تو از جانب پروردگارت نازل شده است حقّ است ، مانند كسى است كه نابيناست ؟ »
( 2 ) « اصول كافى » طبع حروفى ، ج 2 ، ص 13
( 3 ) همين مَدرك ، ص 15 : « جميل بن دَرّاج مىگويد : من از حضرت صادق عليه السّلام از معنى سكينه در آيه سؤال كردم ، فرمودند : مراد ايمان است . و از روح سؤال كردم ، كه در اين آيه است ، فرمودند : مراد ايمان است . و از كلمهء تقوى وارد در آيه سؤال كردم ، فرمودند : مراد ايمان است . »