در برابر دستگاه مديره باشد .
از اجازه و تصديق مقام اجتهاد و فقاهتِ افرادِ و الا مقامى كه داراى مزاياى اخلاقى و روحى ، علاوه بر جنبههاى علمى هستند ؛ چون ملازم با تصديق شخصيّت و استقلال امور آنهاست ، خوددارى شود .
و به افراد بى سواد و بى احتياط و متجرّى ، بعنوان جِبايه و جمع آورى سهم امام اجازههاى طويله و مطوّله و مُلقَّب بألقاب و آداب داده شود ؛ كه مركز حكمرانى از مقرّ خود تكان نخورد ، و در وصول آن بدست افراد غير واجد شرائط ، كه در مزاياى روحى و اخلاقى از سطح معمولى مردم پائين ترند ، بملاك ادّعاى علم و أعلميّت و فقه و افقهيّت و ورع و اورعيّت ، خللى پديدار نگردد . فَيا لَلاسَفِ بِهَذِهِ السّيرَةِ الرَّديَّةِ الْمُرْديَةِ الْمُبيدَةِ لِلْعِلْمِ وَ الْعُلَمآءِ وَ الْفِقْهِ وَ الْفُقَهآءِ .
و چون به آنها گفته شود : به چه دليل ؟ به چه آيه ، به چه روايت شما مىگوئيد سهم امام مقلّد بايد بدست مرجع يا نائب او بخصوصه برسد ؟ در كدام كتاب فقه و خبر و تفسير چنين مطلبى را ديده ايد ؟ اين چه سنّتها و بدعتهائى است كه مىنهيد ؟
مىگويند : فلان و به همان گفتهاند . شما كه ادّعاى اجتهاد مىكنيد ! چرا در اينجا فقط ، مقلِّدِ صرف فلان و به همان شدهايد
؟ علّامهء استاد ، زندگانى بسيار ساده و بى تجمّل ، در حدِّأقلّ ضرورت زندگى داشتند . و با وجود كسالت قلبى و كسالت اعصاب و كِبَر سنّ ، فقط و فقط بعلّت حمايت از دين ، و نشر فرهنگ اسلام ؛ براى ملاقات و مصاحبه با آن مستشرق فرانسوى ، هر دو هفته يك بار بطهران مىآمدند ؛ و اين رفت و آمد نيز مستلزم رنجهائى بود
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠١