نسبت به قرآن كريم نيز بسيار بسيار خاضع و خاشع بودند . آيات قرآن را غالباً از حفظ ميخواندند . و مواضع آيات را در سورههاى مختلف نشان مىدادند ؛ و آيات مناسب آن آيه را نيز تلاوت مىنمودند . جلسات بحثهاى قرآنى آن فقيد سعيد بسيار جالب و پر محتوى بود . * * *
وضع تحمّل و بردبارى علّامه در شدائد و گرفتاريها
و امّا وضع مَعيشت ايشان : چنانچه از شجرهء آنان پيداست از خاندان محترم و معروف و سرشناس آذربايجان بودهاند ؛ و ممرّ معاش ايشان و برادرشان از كودكى منحصر به زمين زراعتى در قريهء شادآباد تبريز بوده و از نياكان بعنوان ارث منتقل شده بود . و چنانچه از نوشتجات ايشان در دوران توطّن و اقدام به فلاحت و زراعت براى ممرّ معاش در تبريز پيداست ؛ آن رسالههاى خطّى ( كتاب « توحيد » و كتاب « إنسان » و رسالهء « وسائط » و رسالهء « ولايت » ) را در قريهء شادآباد نوشتهاند .
ايشان مىفرمودند : اين مِلك ، دويست و هفتاد سال است كه مِلك طلقِ آباء و اجداد ما بوده است و يگانه وسيلهء ارتزاق از راه كشاورزى مىباشد ؛ و چنانچه مورد غَصب و تعدّى واقع مىشد ، بطور كلّى رشتهء معاش ايشان مختلّ مىگشت و در مضيقه واقع مىشدند .
هامش
طباطبائى داستانى را از يكى از علماى طهران كه در مسجد گوهرشاد هنگام خروج و بوسيدن در كفشدارى مسجد اتّفاق افتاده بود مفصّلًا بيان مىكردند ، و از اوّل قضيّه تا آخر داستان همينطور اشك مىريختند . و سپس با بَشاشَت و خرسندى اظهار نمودند كه : الحَمد لِلّه فعلًا در ميان روحانيّون ، افرادى هستند كه اينطور علاقهمند به شعائر دينى و عرض ادب به ساحت قُدس ائمّهء اطهار باشند ؛ و اسمى از آن روحانى نياوردند و ليكن از قرائن ، من اينطور استنباط كردم كه شما بوده باشيد ؛ آيا اينطور نيست ؟ !
من گفتم : بلى ، اين قضيّه راجع به من است ، و آنگاه دانستم كه سكوت و تفكّر علّامه ، علامت رضا و امضاى كردار من بوده است ؛ كه شرح جريان را توأماً با گريه بيان مىفرمودهاند ؛ رحمةُ الله عليه رحمةً واسعةً .