تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
علّامه : قرآنست ؛ و بنحو جزم نمىتوان چيزى گفت ؛ بحسب ظاهر آيهء ، آنچه كه قوّت الهى است و عرش الهى است و حالا حكومت مىكند ، و پيش مىرود ؛ در آن‌روز هم بجاى همين موجودات امروزى كار خود را ماء كه همان قدرت و حيوة است انجام مىدهد ؛ ولى آن حقيقت قدرت و حيوة بچه صورت است ، ما نمىدانيم . در هر حال سياق آيهء اين را مىرساند كه يك واقعيّت وسيعى بوده كه بجاى عالم در وهلهء اوّل ، آن تحت حكومت عرش خدا واقع بوده ؛ و عرش خدا بر آن حكومت مىنموده است ؛ و پس از آن ، از آن واقعيّت وسيع اين نقوش پيدا شد ؛ و سپس اين نقوش نيز محو مىشود و از بين مىرود ؛ و عالم دوباره به همان واقعيّت وسيع و بدون صور و نقوش برمىگردد . آن حقيقت وسيع آيا نفس رحمانيّه است ؛ يا فيض مقدّس و يا وجود منبسط و يا نور نبيّك يا جابر ؟ احتمالات مختلفى است . تلميذ : آيا احتمالات مختلفى است ؛ يا عبارات مختلف و واقعيّتش يك امر واحد است ؟ علّامه : براى ما احتمالات مختلف است ؛ و براى گوينده عبارات . گوينده مىداند چه خبر بوده است ؟ ما بيچاره‌ايم ؛ چه خبر داريم ؟ از كتاب چه مىدانيم ؟

[ در تفسير آيهء و ضرب بينهم بسور له باب باطنه فيه الرّحمة ]

تلميذ : در تفسير آيهء شريفه :
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ .
« 1 » در رسالهء معاد مىفرمائيد : اين حجاب و ديوار چيز واحدى است ، كه داراى ظاهر و باطنى است غاية الامر رحمت خدا براى كسانيست كه بفوز و رستگارى در باطن آن قرار گرفته‌اند ؛ و عذاب خدا براى كسانيست كه در ظاهر آن به هلاكت رسيده‌اند ؛ و مثل آنكه اگر انظار آنان از ظاهر عبور كند و به باطن برسند به نعمت و نعيم خدا مىرسند ؛ و رحمت الهيّه آنان را در زير پوشش خود خواهد گرفت . و مثل اينكه در مقابل مؤمنان و كافران يك چيز بيشتر نيست و فقط اختلاف در
هامش
( 1 ) آيهء 13 از سوره حديد : و ميان بهشتيها و جهنّميها ديوارى زده مىشود كه داراى درى است و در باطن آن در رحمت است و در ظاهر آن از جانبش عذاب است .