ناحيهء ادراك آنهاست ؛ همچنانكه در دنيا نيز اينچنين بودهاند .
و آن چيز واحد ؛ همان راهى است كه بسوى خدا مىپيمايند ؛ ليكن مؤمنان اين راه را در دنيا به راه راست كه همان صراط مستقيم است مىپيمايند ؛ و غير مؤمنان از راه بيراه مىگردند ؛ و طريق انحراف مىپيمايند . و از همين جهت است كه خداوند سبحانه قبل از آيهء اعراف مىفرمايد :
وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ
« 1 » پس سبيل الى الله يعنى راه بسوى خدا واحد است ؛ و يكى بيش نيست ؛ و آن براى خداست و بسوى خداست . سالك بسوى خدا آن راه را با استقامت و راستى مىپيمايد ؛ و غير سالك الى الله آن را كج مىكند و بطور انحراف و اعوجاج طى مىنمايد ؛ و اين معنى بطور تصريح و اشاره در قرآن كريم مكرّرا وارد شده است :
خداوند سبحانه مىفرمايد :
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
« 2 » و نيز مىفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
« 3 »
هامش
( 1 ) آيهء 44 و 45 از سورهء اعراف : همنشينان بهشتى به همنشينان جهنّمى ندا در مىدهند : كه آنچه را پروردگار ما بما وعده فرمود ، آن را حقّ و استوار يافتيم ؛ پس آيا شما هم آنچه را پروردگارتان بشما وعده داد ، حقّ و استوار يافتيد ؟ در پاسخ مىگويند : آرى ! پس از آن اعلام كنندهاى در ميان آنان اعلام مىكند كه دور باش و لعنت خدا بر ستمكاران است . آن كسانى كه از راه خدا مردم را بازمىدارند ؛ و آن راه كج و منحرف مىجويند ؛ و ايشان البتّه آن كسانى هستند كه به آخرت كافرند .
( 2 ) آيهء 7 از سورهء 30 روم : از ظاهر زندگى دنيا چيزى ميدانند و لكن از آخرت ( كه باطن دنياست ) ايشان غفلت دارند .
( 3 ) آيهء 8 از سورهء 30 روم : آيا آنان در نفسهاى خود تفكر نمىكنند كه آنچه هست از موجودات آسمانى و زمينى ، خداوند آنها را نيافريده است مگر بحقّ و اجل معيّن و مقدّرى .