تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و بواسطهء اين دعا چندين هزار ملائكه مأمور تنظيم و پيدايش و استجابت آن دعا مىشوند ؛ و بالأخره آن امر را در خارج باذن پروردگار متحقّق مىكنند ؛ يعنى تمام اين كارها زير نظر دستجات مختلفى از فرشتگان است كه آن امر را صورت تحقّق خارجىّ و عينىّ مىدهند ؛ آيا مىتوان گفت : اين ملائكه مأمور امر انسانند ؛ مأمور امر دعاكننده هستند ؟ علّامه : تعبير خوبش اينست كه بگوئيم : مأمور امر انسان نيستند ؛ مأمور أمر خدا هستند از استجابت دعاهائى كه انسان مىكند . تلميذ : بر حسب بيانى كه سابقا فرموديد در كيفيّت پيدايش وحدت در كثرت ؛ و مثال زديد به
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
و آيه
يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ
و آيهء
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا
كه در عين آنكه عمل عمل خداست ، ملك‌الموت باذن خدا ، و ساير فرشتگان باذن ملك‌الموت دست اندر كارند ؛ آيا مىتوان ، به اين نظر وحدت در كثرت ، آن فرشتگانى كه در اثر دعاى انسان براى تحقّق آن دست اندر كارند ، چنين گفت كه آنها مأمور انسان هستند ؛ مأمور شخص دعاكننده و متضرّع به خدا ؟ علّامه : بله اين هم يك تعبير است ؛ اگر تمام بشود همين‌طور است ؛ چون بالاخره ليس فى الدّار غيره ديّار وقتى كه عالم وجود سربسته اختصاص به پروردگار دارد ؛ و هيچ موجودى در عالم ذى اثر نيست مگر به اراده و اذن خدا ؛ در اين صورت هر اثرى از موجودات مختلف ببينيم ؛ بالاخره مال خداست ؛ و از خداست . تلميذ : بعضى از مواقع انبياء و اولياء يك چيزى را در ته دل طلب مىكردند ؛ و بدون اينكه بخواهند و دعا كنند ؛ و يا بر زبان آرند ميل درونى و قلبى آنان به آن چيز بوده است ؛ و بعدا ديده مىشد كه آن امر در خارج خود به خود صورت تحقق مىگيرد ؛ و پيدا مىشود . يعنى مجرد همان اراده و ميل باطنى آنها آن سلسله دستگاه ملائكه را در خارج تحت تسخير مىآورد ؛ و در بعضى از اوقات ديده مىشد كه ميل باطنى حتى با دعاى خارجى هم اثر نداشت ؛ و آنچه مورد نيّت آنان بود ، با خصوص آن كيف و كمّ ، در خارج واقع نمىشد . آيا مىتوان گفت : كه دعا و خواست آنان در اين صورت معارض با يك دعاى نفس و نفوس ديگرى بوده است كه از نقطهء نظر قوّت نفس و يا جماعت نفوس ، نمىگذاردند در عالم معنى آن خواسته صورت گيرد ؟