تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
در يك امر جزئى چقدر از ملائكه بايد به كار اشتغال داشته باشند ؛ يك دانه اتم مثلا مىخواهند بسازند در بدن انسان يا جائى ديگر ؛ اگر يك ملك داشته باشد ؛ شما حساب كنيد در بدن انسان چقدر دانه اتم است ، بتعداد آنها ملائكه هستند ؛ آن‌وقت چه قيامتى است ؟ ملائكه نيز مختلف هستند ، ملائكه اعطاى قدرت ، ملائكه اعطاى علم و غيرها ، يك دسته هستند كه در واقع نگهبان و نگهدارنده‌اند ؛ يك دسته هستند از براى بلايا و محن كه مىخواهد وارد شوند ، منع مىكنند و نمىگذارند به انسان لطمه‌اى وارد شود ؛ و همچنين براى هر امرى دستجات مختلفى از ملائكه هستند ؛ و چون اين جهات مختلف در انسان هست لذا براى هر امر فرشتگان بسيارى موجود است ؛ و از بدن يك انسان بگذريم ، حساب نسبت به جميع بدن‌هاى انسان‌ها را بكنيم چقدر مىشود ؟ حساب حيوانات و نباتات و جمادات ؛ پناه بر خدا اين چه عالمى است . تلميذ : آيا بين چهار ملك مقرب معروف : جبرائيل ميكائيل إسرافيل و عزرائيل جامعى وجود دارد ؟ يعنى يك رئيسى كه به اينها الهام كند ؛ و اينها هر كدام در تحت اوامر او باشند ؛ غير از روح ؟ علّامه : ظاهرا بين چهار ملك معروف جامع و رئيسى نيست ؛ مقدار مختصرى از جبرائيل نقل شده است چون نسبت به جبرائيل در سورهء عمّ ظاهرا يك بيانى هست « 1 » ولى باز مسئلهء جامع نيست و آن‌جورى نمىشود گفت ؛ كيفيّت احاطه جبرائيل بر فرشتگان مأمور بامر او به عنوان جامع و افراد نيست . ( خدا راهنمائى كند ؛ از ما چيزى برنمىآيد ؛ اين اوضاع اين احوال ؛ اين بالا ، اين پايين اين صعود ؛ اين نزول ؛ آدم بكدام دست بزند ؟ عقل در كدام كار بكند ؟ اصلا كارش چه نحو باشد ؟ نمىدانم و الله )

[ كيفيّت تأثير دعا و عمل سلسله فرشتگان الهى در استجابت دعا ]

تلميذ : بعضى از اوقات انسان دعائى مىكند ؛ و آن دعا مستجاب مىشود ؛ مثلا دعا مىكند كه اين باغ سرسبز شود ؛ يا اين چاه آب در آورد ؛ و يا اين مريض شفا يابد ؛ و امثال اين دعاها .
هامش
( 1 ) آيه‌اى كه در سورهء عمّ است اينست :يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً؛ شايد منظور حضرت علّامه رحمة الله عليه يك نحوه سيطرهء روح بر ملائكه بوده است .