عين ثابتش از بين نمىرود .
تلميذ : اينكه ما مىگوئيم : كرم آب پر در آورد و به آسمان پريد ، درست است يا نه ؟ كرمهائى در آبهاى راكد تكوين مىشوند ؛ و سپس به صورت پشّه پر درمىآورند و به آسمان مىپرند .
آيا اين كرم درحالىكه كرم است پريد ؛ يا درحالىكه پر در آورد و پشّه شد ؟
البتّه درحالىكه پشّه شد پريد . ولى در اين جمله مىگوئيم : كرم پر درآورد و پريد . معلومست كه اين تعبير مسامحى است ؛ زيرا كرم درحالىكه كرم است نمىپرد ؛ كرم پريد يعنى آنچه كه سابقا كرم بود الآن پريد ؛ تبديل به يك ماهيّت پرندهاى شد ؛ طائر شد و پرواز كرد .
زيد فانى در حقّ شد ؛ يعنى آنچه را كه قبل از فنا عين ثابت داشت و زيديّت زيد و هويّت انسانى براى او بود تغيير هستى داد ؛ و از عالم تعيّن و هستى به عالم اطلاق و نيستى وارد شد ؛ يعنى نيست و محو شد .
آن ضمير ديگر راجع به زيد نيست ؛ حقّ حقّ است ؛ نه زيد حقّ است .
همانطوركه كرم كرم بود ؛ و الآن پشّه پشّه است ؛ و اگر گفتيم : كرم پريد ، مسامحة مىباشد ؛ چون كرم نمىتواند بپرد و همه ميدانند كه اين تعبير به نحو تجريد است ؛ يعنى آن موجودى كه تعيّن كرمى داشت بعد از تجريد از آن ماهيّت كرمى و ملبّس شدن به ماهيّت طائر در اين صورت پريد .
پس زيد در حال فنا زيد نيست ؛ همان وجود مطلّق و بسيط است ؛ آن وجود مطلق و بسيطى كه ما اسم زيد روى آن گذاشتيم ؛ و آن را متعيّن به اين حدّ پنداشتيم ؛ اينك آن حدّ را شكستيم ؛ و در درياى وسيع اطلاق وارد شديم ، و ديگر در اين صورت حدّى نداريم كه به او زيد بگوئيم ؛ انّيتى نداريم ؛ هويّتى نداريم ؛
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » در آنجا خدائيّت و انّيت و سلطنت اختصاص به خدا دارد ؛ خداوند واحدى كه قهّار است و همه انّيتها را خرد مىكند ؛ و تمام هويّتها را در هم مىكوبد ؛ و وحدت او ملازمه با قهّاريت او دارد .
هامش
( 1 ) آيهء 16 از سورهء 40 غافر : قدرت و پادشاهى امروز براى كيست ؟ براى خداوند واحد قهّار است .