برود ؛ و الّا فنا صدق نمىكند .
اگر عين ثابت باقى بماند فنا صدق نكرده است ؛ و اصولا عين ثابت نداريم ؛ وجودى بود از ماهيّت انسانى حركت كرد و به فنا رسيد ؛ و الآن غير از فنا در ذات حقّ هيچ نيست ؛ و ماهيّت هم جز مفهومى بيش نيست ؛ و بين ماهيّت و وجود مرحلهاى بنام ثبوت و عين و اثر نداريم .
اگر عين ثابت در ذات باشد ، ذات مثار كثرت و ورود اغيار مىگردد ؛ سبحانه و تعالى .
و اگر عين ثابت در خارج از ذات بماند پس به فرمايش حضرتعالى ؛ فناى زيد در ذات حقّ پيدا نشده . پس بايد بگوئيم : عين ثابت ثبوتش در حال وجود زيد بود ؛ و در حال فنا نه وجودى و نه عين و اثرى و نه اسم و رسمى از زيد نيست . و ما رميت إذ رميت و لكنّ الله رمى اگر نظر به كثرت كنيم پيغمبر است ؛ رسول الله است ؛ او تير افكنده است ؛ بدون شكّ او دست به كمان برده و تير را پرتاب كرده است ؛ و اگر نظر به جنبهء وحدت و فنا كنيم ، خدا تير افكنده است ؛ آنجا رسول نيست ؛ پيغمبر نيست ؛ محمّد نيست .
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
« 1 » در عالم توحيد تمام موجودات مظاهرند ؛ از خود وجودى ندارند ؛ بودى ندارند ؛ نمودند ؛ نه بود . اسمند اسم را برداريد ؛ ديگر هيچ نمىماند ! اين اسم را هم شما گذاشتهايد ( سمّيتموها ) « 2 » در اين زمين ، اين سقف ، اين در و ديوار ، اين فرش ، موجوداتى هستند اگر نظر به كثرت آنها كنيم ، همه تعيّنند و حدودند ؛ و مثار كثرت و تفرّقاند ؛ و اگر نظر به وحدت آنها كنيم حتما بايد حدود و تعيّن را رفض كنيم ؛ ديگر جنبهء كثرت ندارند .
پس همين زيدى كه در حال فناست اگر نظر به تعيّنات او كنيم كه در حال
هامش
( 1 ) آيهء 17 از سورهء 8 انفال : آن زمان كه اى پيغمبر تو تير انداختى ! تو تير نينداختى ! بلكه خدا تير انداخت !
( 2 ) آيه 23 از سوره 53 نجم : اينها نيستند مگر اسمهائى كه شما آنها را براى اينها گذاردهايد ! و خداوند به اينها قدرتى نداده است .