تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
پس اين حرف غلط است كه مىگوئيم : زيد فانى شده است . بارى بهر شكل كه حركت كنيد ! و از هر راه بيائيد ! بايد زيد مائى فرض شود تا جمله و كلام و حمل و مرجع ضمير و نسبت بجا و بموقع خود قرار گيرد ؛ اين زيد ما همان عين ثابت است . اشكال بر اينكه غير از ذات حقّ كسى ذات حقّ را ادراك نمىكند ، موجب التزام بعدم قبول عين ثابت زيد در زيد فانى شد در ذات حقّ نمىشود . بلى اين حرف صحيح است ؛ ولى در اينكه مىگوئيم زيد فانى شد در ذات حقّ ، نبايد ضمير از بين برود و اگر از بين برود كلام ما غلط مىشود ، كه زيد فانى شد در حقّ ؛ اين همه انسان‌ها فانى مىشوند در حقّ . قطره آب شد صحيح است ؛ ولى از اين راه نگوئيد كه فعلا قطره نيست ! از اين راه بگوئيد كه اين قطره‌اى بود ؛ و اين قطره فانى شد در حقّ ! و اين قطره مندكّ شد در آب ! پس يك قطره‌اى مىخواهيم و بايد نشان دهيم يك قطره‌اى را كه فانى شده است در حقّ ؛ و اين بدون فرض عين ثابت معنى ندارد . تلميذ : يك جمله داريم : قطره فانى شد ، قطره آب شد . قبل از آنكه قطره وارد در آب گردد قطره است ؛ و بعد از آن قطره نيست ؛ بالبديهة و بالوجدان قطره نيست ؛ شما اگر هزار عين ثابت هم اثبات كنيد ؛ پس از آنكه قطره وارد آب شد ، قطره نيست ! بعد از در آب افتادن قطره ، قطره نداريم ؛ عين ثابت نداريم ؛ اسم و رسم و ضمير و اشاره و مشار اليه نداريم ؛ و ما وجدان خود را نمىتوانيم منكر شويم ؛ ما قطره نداريم . عرض شد : اين ضمير بنا بر نحو استخدام است ؛ يعنى آنچه كه قطره بود ؛ و داراى اسم و رسم و تعيّن قطره بود آب شد ؛ يعنى اسم و اسم و تعيّن خود را از دست داد ؛ يعنى نيست شد ؛ يعنى فنا شد ! شما بفرمائيد : از دست داد ، نيست شد ، فنا شد ، همهء اينها ضمير دارند و مرجع مىخواهند ! عرض مىكنم : مرجع اينها هم همانند مرجع قطره آب شد بنحو استخدام است ؛ و هيچ محذورى ندارد !
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 178 | السيد محمدحسين الطباطبائي