و از جمله چهار گونه تعبيريست كه قرآن مجيد دربارهء اصل خلقت نموده است :
1 - مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
« 3 »
2 - مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
« 4 »
3 - مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
« 5 » ( و بدء خلق الإنسان من طين « 6 »
4 - ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ .
« 7 » امّا حماء مسنون عبارت از لجن متعفّن ؛ چون حماء به معناى لجن است و مسنون به معناى بدبو و يا به معناى بدطعم است ؛ و در هر حال اصل خلقت انسان از لجن متعفّن كه گلى است بدبو و يا بدطعم مىباشد .
و امّا صلصال كالفخّار ؛ صلصال عبارت از گلى است كه خشك شود و ترك ترك خورد و چون پا روى آن گذارند خش خش صدا كند ؛ و فخّار هم به معناى كوزهء كوزهگرى است .
يعنى انسان را از گل خشكشدهاى كه ترك خورد و مانند كوزه صدا كند آفريديم .
و شش آيه در قرآن مجيد داريم كه دلالت مىكند بر اينكه اصل آفرينش انسان از خاك است ؛ و از جمله آنها اين آيه است :
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً
« 1 » يا اين آيه :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ
« 2 » بارى اين آيات مجموعا مىرساند كه بدون ترديد اصل آفرينش نفس انسانى از جسم و مادّه بوده است . و آن مادّه كه صلصال يا حماء مسنون و يا غيرهما بوده باشد ، در اثر تطوّرات و تبدّلاتى كه در جوهرش پيدا كند ؛ به صورت نطفه و سپس علقه و سپس مضغه در آمد ؛ و يا آدم ابو البشر را پس از آنكه از خاك آفريد با لفظ كن كه همان نفس مشيّت الهيّه است لباس وجود پوشانيد ؛ و اين بواسطهء حركت در جوهر است .
هامش
( 3 ) آيهء 26 از سوره 15 حجر : و بدرستى كه ما انسان را از لجن متعفّن آفريديم .
( 4 ) آيهء 14 از سوره 55 رحمن : انسان را از گل خشكشده و ترك خورده چون گل كوزهگرى آفريديم .
( 5 ) آيه 12 از سوره 23 مؤمنون : و بدرستى كه ما انسان را از جوهره و عصارهء گل آفريديم .
( 6 ) آيهء 7 از سوره 32 سجده : و خداوند ابتداى آفرينش انسان را از گل قرار داد .
( 7 ) آيهء 8 از سوره 32 سجد : و سپس نسل و ذرّيهء آدم را از جوهره و عصارهء آب پست قرار داد .
( 1 ) آيهء 11 از سورهء 35 فاطر : و خداوند شما را از خاك آفريد و سپس از نطفه آفريد و سپس شما را جفتهائى قرار داد .
( 2 ) آيهء 59 از سوره 3 آل عمران : بدرستى كه مثال عيسى در نزد خداوند مثال آدم است كه او را از خاك آفريد .