اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
[ در حقيقت معناى النّفس جسمانيّة الحدوث روحانيّة البقاء ]
تلميذ : در اينكه النّفس جسمانيّة الحدوث روحانيّة البقاء كه بسيار مطلب با ارزش و استوار و متينى است ؛ و بر اساس حركت جوهريّه كه مرحوم آخوند رضوان الله عليه پايههاى آن را مستحكم و قواعد آن را مشيّد نمودهاند ؛ و آياتى از قرآن كريم بر آن دلالت دارد ؛ اين مطلب ثابت شده است ؛ بهترين و روشنترين آيات ، براى رسانيدن اين معنى كدامست ؟
علّامه :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 1 » ( آيات 12 تا 14 از سوره 23 مؤمنون ) در اينجا خدا مىفرمايد : ما انسان را از گل خالص آفريديم ؛ پس اصل آفرينش انسان از سلالهء گل است . و معلوم است كه گل جسم است ؛ پس حدوث انسان از گل شروع شده ؛ و آن جسم است .
و پس از آفرينش او از گل ، ما آن را يعنى آن انسان گلى را نطفه نموديم ؛ در اينجا هم ملاحظه مىشود تبديل به جسم شده است ؛ چون نطفه جسم است ؛ پس بر اساس حركت جوهريّه گل تبديل به نطفه شده است ؛ يعنى جسمى تبديل به جسم ديگر شده است .
و پس از آن ما نطفه را به شكل علقه يعنى به شكل پاره گوشت جويده شده آفريديم ؛ در اينجا نيز جسمى تبديل به جسم ديگر شده است .
و پس از آن ما علقه را مضغه آفريديم ؛ در اينجا نيز جسمى تبديل به جسم ديگر گرديده است .
و پس از آن ما مضغه را استخوان آفريديم ؛ در اينجا نيز جسمى تبديل به جسم ديگر شده است .
و چون خداوند بر روى استخوان گوشت پوشانيد ، مىفرمايد : در اين حال ما اين
هامش
( 1 ) و به تحقيق كه ما انسان را از جوهره و عصارهء گل آفريديم ؛ و پس از آن او را نطفهاى در مكان مستقرّ قرار داديم ؛ و سپس آن نطفه را علقه آفريديم ؛ و آن علقه را مضغه آفريديم و مضغه را استخوان آفريديم ؛ و سپس روى استخوان از گوشت پوشانيديم ؛ و سپس ما آن را بخلقت ديگرى مبدّل ساخته و انشاء نموديم ؛ پس با بركت و مبارك باد الله كه او را از همه خلقتكنندگان مورد پسند و اختيار است .