انسان را تبديل بخلقت ديگرى نموديم ؛ يعنى اين انسان جسمى را روحانىّ كرديم ؛ و حقيقت و روح اين اجسام تبديل به نفس ناطقه انسانى گرديد .
پس در
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
مادّه كنار مىرود ؛ و آن مادّه تبديل به نفس مجرّد مىگردد .
و بنا بر آنچه از آيه بدست مىآيد آنچه را كه حكماء قدماء مىگفتند : كه چون انسانى بخواهد پديد آيد ، اوّل وجود جنينى او تحقّق پيدا مىكند ؛ تا سرحدّى كه مستعدّ براى ولوج و دميدن روح مىگردد ؛ و در آن وقت در يك آن بلا فاصله خداوند متعال نفس را ايجاد مىكند متعلّقا بالمادّة ؛ اين مطلب خلاف آيه مباركه است .
قدماء از حكماء مىگفتند : انسان مركّب است از روح و بدن ؛ ولى آيه تركيب را نمىرساند ؛ بلكه با صراحت تبديل را مىرساند .
مىفرمايد : انسان از سلالهء گل است ؛ بعد همين چنين مىشود ، چنين مىشود همينطور خلقت خدائى بر اساس مجراى مادّى سير مىكند ؛ قدم بقدم ، قدم بقدم ، تا مىرسد به جائى كه از مادّه مىپرد
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
مىگويد : مادّه اين شد ؛ خلقت ديگرى شد .
در اثر حركت جوهريّه مادّه تبديل به موجود مجرّد مىگردد ؛ جسم نفس ناطقه مىشود .
[ ابتداء و اصل آفرينش انسان از زمين است ]
اين آيه بسيار روشن است ؛ ولى در عين حال آيات ديگرى در قرآن كريم داريم كه اين معنى را مىرسانند از جمله اين آيه است :
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى
« 1 » چون در اين آيه بهصراحت وارد است كه شما را از زمين آفريديم ؛ پس بدء آفرينش انسان جسم است . و از جمله اين آيه است :
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً
« 2 » روئيده شدن انسان از زمين دلالت بر جسميّت و مادّى بودن اصل آفرينش انسان دارد .
هامش
( 1 ) آيهء 55 از سورهء 20 طه : از زمين شما را آفريديم ؛ و در زمين بازمىگردانيم ؛ و براى بار ديگر از زمين بيرون مىآوريم .
( 2 ) آيهء 17 از سورهء 71 نوح : و خداوند شما را از زمين رويانيد رويانيدنى .