تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و ليكن صفات عين ذات نيستند . بدين معنى كه ذات بذات خود ثابت است ؛ و ليكن صفات بذات ثابت هستند . تلميذ : آيا از راه دليل الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد كه البتّه برهانىّ است ؛ مىتوان اثبات نمود كه فقط از ذات بحت بسيط كه واحد است ، فقطّ مىتواند يك مفهوم انتزاع شود ؛ و انتزاع مفاهيم كثيره از ذات بسيط محال است ؟ علّامه : البتّه آن دليل در باب علّت و معلول است ؛ نه در باب انتزاعيّات ؛ ولى البتّه شايد ملاك آن استدلال و مقدّمات آن اينجا نيز جارى شود ؛ گرچه از اين طريق استدلال ننموده‌اند . تلميذ : مطلبى كه در كتب عرفانيّه بسيار به چشم مىخورد ، و در كتب فلاسفه نيز آمده است كه لا تكرار فى التّجلّى ؛ منظور از تجلّى در اين كلام چيست ؟ علّامه : منظور تجلّى وجودىّ است يعنى در تحقّق خارجى وجود يك وجود است ؛ دو مرتبه نمىشود يك موجود تحقّق پيدا كند ؛ وجود زيد يكى است : يك تحقّق دارد ؛ نمىشود دو بار زيد تحقّق داشته باشد ؛ با اينكه زيد يكى است ولى دو بار تحقّق داشته باشد ، اين معنى ندارد ؛ زيد يكى است ؛ دو بار زيد نداريم ؛ دو تا امير المؤمنين نداريم . معناى آن اين نيست كه وجود شخص متعيّن به دو أين يا دو متى ( دو مكان يا دو زمان ) نمىشود ؛ آن دليل ديگرى دارد ؛ ولى آن را تكرار در تجلّى نمىگويند . اگر يك جوهر دو عرض داشته باشد ، اين را تكرار در تجلّى نمىگويند مثل اينكه زيد در آن واحد در دو زمان يا در آن واحد در دو مكان بوده باشد . يعنى يك جوهر دو جوهر نمىشود يك تحقّق وجودى دو تحقّق وجودى نمىشود ؛ تحقّق وجودى يكى بيش نيست ؛ تكرار ندارد . عدد يك عدد دو نمىشود ؛ وجود و تحقّق واحد است ؛ تحقّق واحد دو تا نمىشود . پس تمام عالم كون يك تجلّى است از اوّل عالم خلقت تا انتهاى آن ، هر تحقّقى يك تحقق است . تكرار ندارد ؛ يك واحد است ؛ يك هويّت واحده است ؛ اگر تمام عالم را نظر كنيم يك هويّت است و يك تحقّق دارد ؛ بعضش را نظر كنيم يك هويّت و يك تحقّق دارد .