تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و از نقطهء نظر تناقض محال است . و بهترين دليل در ردّ قائلين به تثليث آنست كه بگوئيم معناى وحدت و معناى كثرت ، دو معناى مختلف و متباين است ؛ و جمع بين اين دو مفهوم در مصداق واحد با ملاحظهء شرائط تناقض مستلزم تناقض است . و عين اين اشكال در صورت فرض عينيّت صفات و أسماء ذات حقّ جلّ و علا ، با ذات حقّ لازم مىآيد ؛ زيرا اگر صفت غير از موصوف نباشد ، در فرض عينيّت و وحدت بين صفت و موصوف بايد ذات حقّ ، باعتبار ذات واحد ؛ و باعتبار أسماء و صفات كه عين ذات است كثير باشد ؛ و اين امر مستلزم تناقض خواهد شد . و بنابراين هيچ چاره‌اى نيست مگر آنكه أسماء و صفات را مرتبهء نازله و متعيّنهء از ذات بدانيم كه در صورت تنزّل و تعيّن ، كثرت در مراتب منافاتى با وحدت در ذات نخواهد داشت ؛ و گرنه تمام اشكالات بر تثليث از نقطهء نظر جمع بين وحدت و كثرت در اينجا خواهد آمد . و نزاع آيتين سيّد العارفين مرحوم آقا سيّد احمد كربلائى طهرانىّ با شيخ السّالكين مرحوم حاج شيخ محمد حسين كمپانى اصفهانى رضوان الله عليهما بر سر همين موضوعست كه مرحوم شيخ مىخواهد اثبات كند كه جمع بين وحدت حقيقيّه و كثرت حقيقيّه اشكال ندارد ؛ و قول به عينيّت أسماء و صفات با ذات حقّ عزّ و جل ، مستلزم اشكالى نخواهد بود ؛ و مرحوم سيّد با اشدّ انكار با اين معنى مخالف بوده ، و جمع بين وحدت و كثرت حقيقيّه را از محالات مىشمرد ؛ و بنابراين قائل به تنزّل و تعيّن مراتب اسماء و صفات مىباشد . علّامه : اشكال مذهب مسيحيان در اينست كه در عين آنكه خداوند را يگانه ميدانند اصل قديم را سه‌تا ميدانند ؛ و جمع بين وحدت حقيقيّه و كثرت حقيقيّه اگر جنس وحدت و كثرت يكى باشد از محالات است . مثلا هر دو قسم از وحدت ، شخصيّه يا نوعيّه و يا جنسيّه باشد . و براى هريك مثالى مىآوريم : امّا براى وحدت شخصيّه . مثل آنكه بگوئيم زيد يكى است و در عين حال سه است ؛ و يا زيد و عمرو و بكر در اين حالت كه حقيقتا سه فرد از افراد انسان هستند يكى هستند و حقيقتا وجود واحد دارند و تشخّص واحد دارند . و امّا براى وحدت نوعيّه مثل آنكه بگوئيم ماهيّت انسان در عين اينكه يك نوع