تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
چهارم :
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 1 » ( آيهء 116 از سورهء مائده ) از اين آيه نيز استفاده مىشود كه نصارى ، علاوه بر الوهيّت حضرت مسيح ، به الوهيّت مادرش حضرت مريم قائل بودند . كليسائى هم بعنوان مريم معبود دارند ؛ و اعمالى نيز به حساب مريم معبود از جملهء عبادات خود دارند . بارى از مجموع آنچه ذكر شد ، استفاده مىشود كه مسيحيان قائل به الوهيّت حضرت عيسى هستند ؛ و اين امر از اصول اعتقاديّهء آنانست ؛ و تمام نصارى با وجود اختلاف شديد در ميانشان در كيفيّت الوهيّت مسيح كه گويند به هفتاد فرقه قسمت شده و هريك براى خود طريقى را پيموده‌اند ولى مع‌ذلك همگى در تثليث اتّفاق دارند ؛ خواه سه ركن اساسى را اب و ابن و امّ شمرند ؛ و يا اب و ابن و روح القدس . بهر حال اب را عنوان ذات ؛ و مسيح را بعنوان فرزندى و تولّد ، و انشعاب از اين اصل بعنوان علم ؛ و پايهء سوّم را عنوان حيات ميدانند ؛ و معلوم است كه تركيب ذات خداوند از سه امر ، خواه سه اصلى كه مدخليّت در تحقّق داشته باشند ؛ و خواه ذات را دوّار و در بين اين سه امر متحرّك ببينند و بعنوان ثالث ثلاثة ( سومى از اين سه‌پايه ) بدانند ؛ غلط و روى براهين فلسفيّه باطل است .

[ گفتار به وحدت خداوند و گفتار به تثليث تناقض است ]

تلميذ : علّت بطلان تثليث بر اساس اصول برهان ؛ با آنكه نصارى قائل به وحدت ذات حقّ هستند ، و انجيل صراحت بر توحيد دارد ، و همگى اتّفاق دارند بر آنكه حضرت مسيح دعوت به توحيد نموده است ؛ همان تناقض بين وحدت و كثرت است ؛ يعنى مسيحيان مىگويند : ذات حضرت حقّ جلّ و عزّ واحد است ؛ و در عين حال سه‌تاست ؛ اگر وحدت حقيقىّ و كثرت اعتبارىّ باشد مستلزم اشكال نخواهد شد ؛ و نيز اگر كثرت حقيقىّ و وحدت اعتبارىّ ؛ گذشته از اشكال تعدّد آلهه مستلزم تناقض نخواهد شد ؛ ولى اگر فرض بشود كه كثرت حقيقىّ و وحدت حقيقىّ باشند ، اين امر مستلزم تناقض است ؛
هامش
( 1 ) و ياد آور زمانى را كه خداوند تبارك و تعالى به عيسى بن مريم گفت : آيا تو به مردم گفتى كه : مرا و مادر مرا دو معبود جز خداوند قرار دهيد ؟ !