بلكه منطبق عليه اين مفاهيم كه مصاديق حقيقيهء علم و قدرت و حيات است در ذات حقّ بايد وجود خارجىّ و تحقّق واقعىّ پيدا كند ؛ و اين مستلزم تجزيهء ذات مقدّس حضرت احديّت مىگردد بدين مصاديق عينيّه ؛ و لازمهاش تركيب آن ذات يگانه است از اين صفات و اسماء عينيّه خارجيّه .
و بعينه همان مذهب تثليث نصارى در اينجا لازم مىآيد ؛ غاية الامر نه تثليث بلكه تجزيهء ذات حقّ به تعداد صفات و اسمائى كه براى او شمرده مىشود ؛ و هريك از آنها متمايز و جدا از يكديگر در ذات حقّ تحقّق پيدا مىكنند ؛ و اين اشنع و اقبح از تثليث است ؛ زيرا كه در تثليث فقط ذات حقّ مركّب از سه جزء مىباشد و آن توالى فاسده لازم مىآمد ؛ و در اينجا ذات حقّ مركّب از هزار اسم و يا صفت مىگردد .
[ آيات وارده در قرآن كريم در نفى تثليث ]
علّامه : آيات قرآن كريم به چند طريق و چند لسان مسيحيان را مورد مؤاخذه قرار مىدهد :
اوّل :
يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
« 1 » ( آيهء 170 از سورهء 4 نساء ) همانطوركه ملاحظه مىشود در اين آيهء مباركه ، تثليث نفى شده است در قول خداوند : و لا تقولوا ثلاثة و ديگر منزّه بودن حضرت پروردگار از اينكه براى او فرزندى بوده باشد .
دوم :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما
هامش
( 1 ) اى اهل كتاب در دين خود غلوّ و زيادهروى مكنيد ؛ و بر خداوند چيزى غير از حقّ و واقعيّت امر نگوئيد ! اينست و جز اين نيست كه مسيح عيسى بن مريم ، رسول خداست و كلمهء خداست كه او را به مريم القاء كرده است ؛ و روحى از خداست ؛ پس به خدا و فرستادگان به خدا ايمان آوريد ! و نگوئيد : سهتا ! از اين گفتار خود دست بداريد كه آن مورد اختيار و پسند است براى شما ! اينست و جز اين نيست كه خداوند معبود واحدى است ؛ منزّه است او از اينكه براى او فرزندى بوده باشد ؛ از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ؛ و خداوند كافيست كه وكيل و متكفّل امور باشد .