تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
وَكِيلًا
« 1 » . بارى آن اشكال كه بر نصارى وارد است و از آن مفرى نيست همانست كه سه اصل را مستقل ميدانند ؛ اينست كه با وحدت سازش ندارد . مسيحيان با وجود اختلاف بسيار در آئين خود ؛ در مذهب بنوّت ( پسر بودن حضرت مسيح براى خداوند ) به سه گونه اختلاف كرده‌اند : اوّل مذهب ملكانيّه و آنها قائل هستند كه عيسى پسر واقعى و حقيقىّ خداست . دوّم مذهب نسطوريّه و آنها چنين مىگويند كه پسر بودن عيسى براى خدا مثل اشراق نور است بر جسم شفاف چون بلور ؛ و در حقيقت اينان قائل به حلول هستند . سوّم مذهب يعقوبيّه و آنها قائل به انقلاب هستند ؛ يعنى خداوند معبود مجرّد به عيسى كه داراى گوشت و خون است منقلب شد .

[ تمام مذاهب مختلف مسيحيان ، در اصل تثليث اشتراك دارند ]

و اين مذاهب مختلف در كيفيّت اشتمال مسيح بن مريم بر جوهرهء الوهيّت كه مرجعش باختلاف در اقنوم مسيح است كه آن اقنوم علم است و از اقنوم ربّ جدا شده است كه آيا اين جدائى مانند اشتقاق است و يا مانند انقلاب است و يا مانند حلول ، همه نصارى را بر اصل جدائى و غيريّت و بينونت عددى متّفق داشته است ؛ و همه در اين گفتار اشتراك دارند كه : إنّ الله هو المسيح بن مريم ( حقّا خداوند خود مسيح پسر مريم است ) و اين كلام اختصاص بخصوص مذهب انقلاب ندارد ، بلكه همه در آن مشتركند . « 2 »
هامش
( 1 ) آيهء 171 از سورهء 4 نساء : و نگوئيد : سه‌تا ! از اين مطلب دست برداريد ! اينست و جز اين نيست كه خداوند ، يگانه است ؛ او منزّه و پاك است از اينكه براى او پسرى بوده باشد ؛ از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و خداوند كافيست در كفالت و وكالت امور . ( و نظير اين بيان را در الميزان ج 3 ص 317 آورده‌اند ) ( 2 ) علّامه طباطبائى درباره اين امور در تفسير الميزان ج 3 ص 312 و در ج 6 ص 72 بحث كرده‌اند و در ج 6 ص 73 گفته‌اند : گفتار مسيحيان نظير آنست كه گفته شود : زيد ابن عمرو انسان است ؛ و در اينجا سه چيز هست كه آنها زيد و ابن عمرو انسان بوده باشد ؛ و يك چيز هست كه آن همان ذات واحد متّصف به اين سه صفت است ؛ ولى غفلت كرده‌اند از اينكه اگر اين كثرت ، حقيقىّ باشد و اعتبارى نباشد موجب آن خواهد شد كه موصوف هم داراى كثرت حقيقيّه باشد ؛ و اگر موصوف حقيقتا واحد باشد ، موجب آن خواهد شد كه كثرت اين صفات اعتبارى بوده باشد نه حقيقى بلكه در حقيقت صفت نيز واحد باشد .