[ بحث عقلىّ در نفى تثليث ( أقانيم ثلاثه ) ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم تلميذ : يكى از متمايزات دين مقدّس اسلام از دين مسيحيان قضيّهء تثليث است ؛ بلكه اين وجه اختلاف ، اصولى است ؛ و بلكه از مهمترين وجوه اصوليّهء اختلاف است .
دين اسلام مردم را به توحيد مىخواند ؛ و اصل قديم را يكى مىشمرد ، و تمام جهات كثرت را از هر قسم و هر نوع به آن وجود واحد برمىگرداند ؛ و دين نصارى در عين اينكه بتصريح انجيل ، خداى را يگانه مىداند ، ولى معذلك براى عالم سه اصل قائل است ؛ و اين معنى را جزء اصول اعتقاديّه قرار مىدهد ؛ سرحدّى كه دين مسيح و اعتقاد به تثليث ( سهگانه بودن اصل پيدايش عوالم ) از ملازمات يكديگر شمرده مىشوند .
قرآن كريم ، صريحا بمبارزه با تثليث قيام كرده است و آن را نه بنا بر تعبّد بلكه بنا بر اصول عقليّه باطل مىشمرد ؛ و قائلين به تثليث را مورد مؤاخذه قرار مىدهد ؛ و تا حدّى كه تثليث را همرديف و همطراز با شرك مىشمرد و روش پيامبر اكرم و احتجاجات آن حضرت با مسيحيان و روش ائمّهء طاهرين عليهم السّلام و اصحاب و تابعين و علماء اسلام ، از صدر اسلام تاكنون چنين بوده است ؛ و در ردّ تثليث كتب و دفاتر و رسائل را مشحون ساخته و با ادلّهء عقليه متقنه ، اين مذهب را باطل شمرده و بطلان آن را از روى براهين عقليّه مشهود ساختهاند .
و از طرفى مىدانيم كه خصوص تثليث موضوعيّتى براى بطلان ندارد ؛ بلكه بطور كلّى تعدّد آلهه و قدماء كه اصول پيدايش عالم هستند نمىتواند از يكى بيشتر باشد ؛ و بنابراين ، مذهب تثليث و تربيع و تخميس و امثال ذلك تفاوتى ندارد و هركس بهر گونه و بهر شكل قائل به تعدّد اصول عالم شود ، گرچه مركّب از صد جزء يا هزار جزء باشد باطل ، و همان ادلّهء ردّ تثليث چه از قرآن كريم و چه از غير قرآن كريم ، آن را باطل مىشمرد ؛ و در رديف شرك قرار مىدهد .
و از طرف ديگر قول به عينيّت صفات و اسماء حقّ سبحانه و تعالى ، موجب تجزيه و تركيب و تعدّد در ذات واجب الوجود خواهد شد ؛ زيرا كه مفهوم علم و قدرت و حيات و يا مفهوم عالم و قادر وحى تنها و تنها بر ذات حقّ سبحانه و تعالى حمل نمىشود ،