پرسيدند : معناى ابّ چيست ؟ نتوانست پاسخ گويد ؛ و اين را از جملهء اعتراضات به ابو بكر به حساب آوردهاند ؛ كه با آنكه عرب عرباء بود ، چگونه معناى ابّ را نفهميد ؟
ابّ عبارت است از علوفهاى كه بحيوانات مىدهند مثل يونجه و امثاله كه غالبا حيوانات با آن مردم سازند و يا شايد مقدارى وسيعتر گرفته شود ؛ و به معناى غذاى انسان و غذاى حيوانات كه غالبا علوفه است استعمال شود .
و در سوره عبس خيلى روشن است كه جملهء متاعا لكم و لأنعامكم تفسير براى جمله و فاكهة و أبّا است ؛ بنا بر لفّ و نشر مرتب ؛ چون معناى فاكهة واضح است و از طرفى مىدانيم كه فاكهه متاع براى چهارپايان نيست بلكه متاع از براى خصوص انسان است . بنابراين متاعا لكم تفسير براى و فاكهة واقع مىشود ؛ و طبعا جملهء و لأنعامكم تفسير براى و أبّا خواهد شد ؛ پس معلوم مىشود كه ابّ علوفهء حيوانات است .
و امّا در سورهء نازعات جملهء متاعا لكم و لأنعامكم تفسير براى جملهء أخرج منها ماءها و مرعاها است نه بنحو لفّ و نشر مرتّب و يا مشوّش ؛ بلكه اجمالا تفسير آنست كه از آب و گياهى كه از زمين مىرويد ؛ خداوند متاع شما و متاع چهارپايانتان را معيّن و مقدّر فرموده است .
چون مرعى در لغت به معناى رعى بالكسوت كه به معناى گياه است ؛ و اختصاص به گياه حيوانات ندارد ؛ و يا مصدر ميمى است ؛ و آن هم به همين معنى است ؛ و امّا جملهء و الجبال أرسيها جملهء استطراديّه است كه بين جمله مفسّر و مفسّر واقع شده و براى بيان استحكام زمين كه از تمايل و ميدان بازايستد ، و بهم نپاشد ، آمده است كه با كوههاى استوار و ثابت ، اين زمين را حفظ فرمود ؛ تا بتواند گياه دهد و آب از خود خارج كند ؛ تا خوراك شما و چهارپايان فراهم آيد ؛ اينست آنچه به نظر مىرسد و الله اعلم .
[ در خطابات قرآنيّه كه مصدر به لفظ قل است ]
تلميذ : در بسيارى از آيات قرآن ، او امرى كه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىشود ، مصدّر به لفظ قل است ؛ مانند
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
« 1 » ؛
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
« 2 » ؛
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
« 3 » ؛
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
« 4 » ،
قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ
هامش
( 1 ) سورهء اخلاص 112 از قرآن ؛ آيهء 1 : بگو : اوست الله اوست يگانه
( 2 ) آيهء 1 از سوره 114 ناس : بگو : پناه مىبرم به پروردگار مردم
( 3 ) آيهء 1 از سوره 113 فلق : بگو : پناه مىبرم به پروردگار شكافتگى ( وجود از عدم و يا نور از ظلمت و يا غير آن )
( 4 ) آيهء 1 از سوره 109 كافرون : بگو : اى جماعت كافران