تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
با تمام اين شواهد و قرائت حاقّيهء داخليّه و عارضهء خارجيّه ، ما نعمت را كنايه از ولايت دانستيم ؛ گرچه بحسب ظاهر مراد مطلق نعمت است ؛ ليكن در حقيقت بايد مراد نعمت ولايت باشد . البته در اين تفسير : تفسير نعمت به ولايت نمىخواهيم از ضميمه نمودن روايات وارده اين معنى را بدست آوريم ؛ بلكه مىخواهيم از خود آيات و شواهد موجود در آنها اين استفاده را نموده باشيم . ملاحظه كنيد بعد از اينكه بطور كلّى تكاثر را ملهى دانست ؛ و در صورت پيدايش علم اليقين و عين اليقين آن را حجيم و آتش سوزنده شمرد ؛ بقرينهء مقابله نعيم را كه همان مقام توحيد است كه در عبد تجلّى مىكند و از آن به عبوديّت محضه تعبير مىگردد بزرگترين سرمايهء قابل مؤاخذه و مورد پرسش قرار مىدهد ، كه بايد ديدگان خود را از تكاثر يعنى زياده و بسيار بينى در هم كشيد و به نعيم كه يگانه بينى و وحدت وحدت‌گرائى است بازگشت نمود .
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
؛ از خود آيه فى حد نفسها استفاده مىشود كه نعيم مطلب بسيار نفيس و ارزنده‌ايست ؛ بلكه نفيس‌ترين و باارزش‌ترين مهمّات و اهداف عالم خلقت بايد بوده باشد ؛ و همان‌طوركه حضرت فرمودند : از واقعيّت وجود يك شخص از اوّل عمر تا آخر عمر اين همه نعمت‌هاى خدائى را كه ديده و مصرف كرده ، از آنها سؤال شود ، اين بحسب ظاهر از مفاد خود آيه خيلى بعيد است . يعنى افراد بشر بايستى در دنيا از تمام مواهبى كه خداوند به آنها عنايت فرموده است ، آن نعمت حقيقىّ و واقعىّ ؛ آن ولايت كه ربط بين عالم خلقت و ذات پروردگار است ؛ بين مخلوق و خالق است ؛ بين حادث و قديم است ؛ بين ممكن الوجود و واجب الوجود است ؛ آن را با كد وسعىّ جستجو نموده و آن را بدست بياورند . اگر آن بدست آمد أهدى سبيلا است ، و گرنه إضلال است . همه مردم در دنيا زيست مىكنند ، معاشرت مىنمايند ، نكاح مىكنند ، غذا مىخورند ، استراحت مىكنند ، مىخوابند در مشاغل مانند هم باغبانى و زراعت و تجارت و صناعت مىكنند ؛ ولى يك عدّه فقط نظر به ظاهر اين امور دارند ، و از باطن اعراض دارند ؛ اينها بدّلوا نعمة اللّه كفرا هستند ؛
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 103 | السيد محمدحسين الطباطبائي