الأشرف فالأشرف ، فأبدع أوّلا أنوارا قدسيّة و عقولا فعّالة تجلّى لها [ 1 ] و ألقي فيها مثاله ، فأظهر منها أفعاله [ 2 ] و اخترع بتوسّطها أجساما
شرح
[ 1 ] تجلّى بها . خ ل .
[ 2 ] اين كلمات را صدر الدين شيرازى از كلام معجز نظام على عليه السّلام اقتباس نموده است : سئل عليّ عليه السّلام عن العالم العلوي ، فقال عليه السّلام : « صور عارية عن الموادّ خالية عن القوّة و الاستعداد فتجلّى لها ربّها فأشرقت فطالعها فتلألأت ألقى في هويتها مثاله ، و أظهر عنها أفعاله ، فجعل الإنسان ذا نفس ناطقة ، فإن زكّاها بالعلم فقد شابهت جواهر أوائل عللها ، و إذا اعتدل مزاجها و فارقت الأضداد و قد شاركت بها السبع الشداد « 1 » . مراد از عالم ، ما سوى اللّه يا ما يعلم به اللّه است ، وجه تسميهء آن به علوى به اعتبار علوّ و ترفّع آن از مادهء جسماني است . يا وجه تسميهء آن به علوى به اعتبار ترفع آن عالم ، از اذهان موجودات اين عالم است ، و عالم علوى از افهام خلايق مستور است اگرچه بشر به حسب فطرت متوجه به آن عالم است و بالذات نيل به آن عالم را طالب است . عالم علوى ، موطن اصلى و غايت وجودى افراد انسان است و انسان به واسطهء سيئهاى كه از آدم ابو البشر سر زده است به اين نشأه هبوط نموده است .
مراد از صورت در كلام امام همام ، صورت مقابل ماده نيست تا آن كه صور الهي محتاج به ماده باشند ، بلكه حكما مطلق فعليت را به وجهى صورت مىدانند و هر صورت مجرد از ماده برى و از قوه و استعداد معرا است و چون چنين موجودى در حصول و تحقق ، احتياج به ماده و زمان ندارد و صرف امكان ذاتى از براى صدور از علة العلل كافى مىباشد ، به صرف تجلى حق ، ظاهر مىشود و چون فيض بايد از وجود عالى دانى برسد .« عقل اول راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده گردد نى ز دم »موجودات ماوراى اين عالم ، وسايط فيض و مجلاى ظهور فيض وجود حقاند و افعال حق از مشكات وجود آنها به كائنات مىرسد . در بين موجودات اين عالم ، انسان اگرچه در ابتداى وجودى ، عين اجسام و مواد است ، ولى به واسطهء استعداد مظهريت جميع أسما ، از اين عالم مرور نموده و به تحولات ذاتى به عالم متصل مثال و از عالم مثال به عالم عقل
هامش
( 1 ) . غرر الحكم و درر الكلم ، ص 423 ، فصل 44 ، ح 75 .