إنّما جرّوا على كلام [ 1 ] قاله من لا نعلم [ 2 ] قال :
ما خلق اللّه المشمش مشمشا و إنما خلق المشمش [ 3 ] ، فقلنا له : كون المشمش
شرح
جهت بقاى او نفس ناطقه است و اين همه تغيرات و تبدلات مختلف در وحدت شخصى او قادح نيست .
در جاى خود مقرر گرديده است كه عقول مجرد ماوراى اين نشأه به منزلهء روح و جان از براى ماديات متفرق هستند ، موجودات مادي نحوهء وجودشان وجود افتراقى و دور از جمعيت و موجودات مجرد به واسطهء تجردشان حيثيت وجودشان ، حيثيت اجتماع و عدم افتراق است و وحدت صرف در آنها حكم فرما و نشأه ، آنها نشأه وصل است ، معذلك افراد مادي مرتبهء نازل موجودات مجرداند و چون وجود حقيقت واحد و داراى مقامات و مراتب متميز به شدت و ضعف است ، همه افراد طولى آن از يك اصل و سنخ فاردند . موجودات مادي به واسطهء استكمالات جوهري ، عقول لاحق خواهند شد و اين ماديات همان حقايق عقلياند كه تنزل نمودهاند .
از براى حقيقت انسان مثلا نشآت مختلف است ، لذا شيخ يونانى در اثولوجيا گفته است :
« إنّ هذه الحسايس عقول ضعيفة و تلك العقول حسايس قوية » « 1 » .چرخ با اين اختران نغز ، خوش زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستىبراى بحث تفصيلى اين مطلب ر . ك : مباحث عقل و معقول و مباحث نفس كتاب اسفار « 2 » .
[ 1 ] كلامه . خ ل . و كذا في المصدر .
[ 2 ] في المصدر : « لم يعلم » .
[ 3 ] نقله المحقّق اللاهيجي - قدّس سرّه - عن الشيخ الرئيس - قدّس سرّه - راجع شوارق الإلهام ، ص 138 .
هامش
( 1 ) . اثولوجيا ، ص 147 .
( 2 ) . ر . ك : الأسفار ، ج 3 ، ص 278 به بعد ، و ج 8 و اوايل ج 9 .