تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
الذاتيّات كما هي موجودة بوجود واحد ، كذا مجعولة بجعل واحد .
شرح
عوارض ماهيت به حسب تحليل عقلى . اين نكته بايد مخفى نماند كه معناى حركت در طبيعت نوعي جوهر به حسب هويت خارجي آن است كه جوهر ناقص خارجى مثل طبيعت انسان در اوايل تكوين ، عبارت است از خروج تدريجى انسان از وجود ناقصى به وجود كامل و از وجود انسانى به وجود انسانى كاملتر و تمامتر ، يك وجود داراى استكمالات ذاتي و تحولات جوهري است و اين طور نيست كه انسان متحرك ، از نوع خود به نوع ديگر خارج شود . مقولهء جوهر بعينها مثل مقولهء كيف قابل اشتداد است و هيولاى مصحح حركت در حركت جوهري در هر آنى متلبس به يك صورت و فعليت مخصوص از طبيعت و هويت جوهر است و معناى حركت در مقوله آن است كه متحرك از ابتداى شروع به حركت در آن مقوله ، به فردى از آن مقوله متصف باشد و از براى طبيعت انسان از اول شروع به حركت تا انتهاى حركت يك وجود سيلانى متبدل متصرم موجود است . متحرك كه هيولا باشد ، موضوع حركت جوهري است با صورتى به نحو ابهام ، مفيد وجود همان طورى كه ذكر كرديم در حركت جوهري موجود مفارق عقلى است كه فعليت محض مىباشد و جهت قوه و استعداد در آن وجود بوجه من الوجوه تصوير ندارد و در بحث مثل افلاطونى و عقول ذكر كرده‌اند كه انواع مادى اين نشأه فانى و داثر از بسايط و مركبات در تحت تدبير فرد مجرد عقلى خود هستند . به طور كامل بيان كرده‌ايم كه مبدأ آثار در حركات طبيعي ، نفس طبيعت است و گفتيم كه طبيعت اگر ثابت باشد ، مبدأ اعراض مختلف و حركات متفنن نخواهد شد و مبدأ مباشر حركت بايد امرى متجدد الذات و الهويه باشد . طبيعت جسماني به اعتبار ماديت و حصولش در هيولى دائما در حركت و از قوه به فعليت خارج مىشود و هيولاى متحد با طبيعت هرچه كه از قوه به فعليت خارج شود ، باز امكان قبول صور غير متناهي در ذات آن موجود است . حركت و زمان كه به وجود واحد موجودند ، در سيلان و تجدد تابع طبيعت جسمانياند و چون طبيعت جسماني دائما در تغير و تبدل ، بلكه عين تجدد و انقضا و سيلان است و هيولا هم قوهء محض و اعراض هم از توابع طبيعت جسمي هستند ، ناچار طبيعت احتياج به محرك دارد و در حركت جوهري طبيعت بنفسها متحرك است و احتياج به مفيد حركت ندارد ، چون
شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 577 | محمد جعفر بن محمد صادق اللاهيجي ( الملّا محمد جعفر اللاهيجي )