تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
من الأجسام و الجسمانيات الماديّة - فلكيّا كان أو عنصريّا ، نفسا كان أو بدنا - إلّا و هو
شرح
تعالى اللّه زهى درياى پرشور * كز او بر تشنه آرد تشنگى زور از او گر تشنه‌اى يك قطره نوشد * براى قطرهء ديگر خروشد گذشت اين گفت و گو از چون و از چند * نه آب آخر شد و نه تشنه خرسندپس حركات عرضى كه مبدأ زمانند ، به حركت جوهري و ذاتى كه مقدار چنين حركتى زمان جوهرى است مسبوقند ، بنابر مختار صدر الحكماء نسبت زمان عرضى جوهرى به زمان نسبت حركت جوهري به حركت عرضي است ، مثل نسبت جسم طبيعى به جسم تعليمى ، ولى حركت عرضي و جوهري مثل خود جوهر و عرض به وجودى واحد موجودند . « 1 » شيخ الرئيس و ديگران هم اذعان نموده‌اند كه طبيعت جسمانى از جهت ثبات ، علت حركت نيست و تصريح كرده‌اند كه تغيرات خارجي به واسطهء لحوق به طبيعت مثل مراتب قرب و بعد از غايت مطلوب در حركات طبيعي و تجدد احوال در حركات قسري نظير تجدد ارادات منبعث از نفس ( به اعتبار تجدد أحوال موجب حركت ) منشأ صدور حركت از طبيعت مىباشند . « 2 » در هر حركتى دو سلسله و دو رشته موجود است : يكى سلسلهء اصل حركت و ديگر سلسلهء منتظم از حالات متوارد بر طبيعت ، طبيعت ثابت به واسطهء انضمام با مراتب قرب و بعد ، علت اجزاى حركت شده و حركت از آن منبعث مىشود . صدور حركات از طبيعت احتياج به معداتى دارد كه دائما منضم به طبيعت مىشوند و با اعدادى كه از نظام مراتب قرب و بعد
هامش
( 1 ) . و اين كه آقا ميرزا ابو الحسن جلوه و بعضى از اساتيد ديگر گفته‌اند : « مىشود وجودى در مرتبه‌اى از مراتب ثابت و در مرتبهء ديگر متحرك باشد ، اتحاد وجودى اعراض و موضوعات دليل بر حركت جوهر نمىشود » 1 كلامى باطل است ، براى آن كه اگر با فرض اتحاد جوهر و عرض وجود تدريجى عرض بدون آن كه تبديل در موضوع حاصل شود محقق گردد ، لازم آيد كه ماهيت عرضي در اين نحوهء از وجود ، مستقل باشد و تابع محض جوهر نباشد . ( 2 ) . ر . ك : الأسفار ، ج 3 ، صص 65 و 105 - 107 . ( 1 ) . ر . ك : ابو الحسن جلوه - قدس سره - ، رسالة تحقيق في حركة الجوهر ، هامش شرح الهداية الأثيرية لصدر المتألهين - قدس سره - ص 277 .