تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
منه مثاله في الأشياء بحسب قوابلها . و قوله : « و ما سوى الثلاثة الأول إراديّة » و هذا بحسب طور الحكماء و إلّا فهو يقول غير مرّة : إنّ الوجود أصل الخيرات و ما من موجود إلّا و فيه علم
شرح
بيان نكرده است . و بيان نموده كه فاعل بالعناية دو قسم است : يكى آن است كه علم به نظام اتم ، عين ذات فاعل باشد . دوم آن است كه از لوازم ذات فاعل و زايد بر ذات باشد . و مراد آن محقق از فاعل بالتجلى در كتاب مشاعر ، قسم اول از فاعل بالعنايه است ، پس مخالفت در كتاب آن محقق ثابت نيست . « 1 » صدر المتألهين قول به صور مرتسم را در علم بارى تمام ندانسته است ، بلكه اين قول را قولى سخيف و اعتقاد به آن را معتقد باطل و نسبت به مبدأ وجود تجاسر مىداند و قائل است به اين كه حق تعالى در مقام ذات ، علم به اشيا دارد و علم اجمالى را كه شيخ اشراق از براى صدور اشيا از حق كافى مىداند درست نمىداند ، چون وجود اين علم با عدم آن چندان فرقى ندارد و به ظاهر كلامى باطل و معتقدى نادرست است ، حق تعالى به حسب نفس ذات چون صرف وجود است و از طرفى علم ، عين ذات اوست ؛ پس صرف علم است ، علم صرف ، علمى را گويند كه به همهء حقايق تعلق گيرد و در آن جهل متصور نگردد . پس حق تعالى بر طبق علم تفصيلى خويش كه عين ذات اوست و مشائين آن را زايد بر ذات مىدانند ، وجودات خارجى را ايجاد نموده است . و صوفيه كه حق را فاعل بالتجلى مىدانند ، معتقدند كه حقيقت حق در مقام واحديت به همهء حقايق علم دارد و بر طبق علم خويش و شهود اعيان در مقام واحديت ، در اعيان ثابته تجلى نموده است . صوفيه به صور مرتسم در ذات قائل نيستند و همهء حقايق ملك و ملكوت را در ذات حق دانسته مستهلك و از شهود ذات و تجلى ذات براى ذات و تجلى حق در مقام واحديت ، حقايق خارجى موجود شده‌اند و مبدأ ظهور حقايق ، عشق ذات به ذات و ظهور ذات از براى ذات است .« در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد »
هامش
( 1 ) . لمعات الهيّه ، صص 376 - 377 .