تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
شرح
موجودات واقع در عالم حركات و متحركات ممكن نيست با وجود خاص خود ادراك شوند مگر به تقشير مقشّر و تجريد مجرّد . جميع حكما بر اين مطلب تصريح كرده‌اند ، ولى در اين كه چنين موجوداتى بالذات متعلق علم خدا مىباشند يا نمىباشند ، اختلاف كرده‌اند . « 1 » يك قسم ديگر از صور ، در ماده و هيولا حلول ندارد ولى از مقدار جسمانى خالى نمىباشد . چنين وجودى وجود ادراكى و علمى است و اين كه شيخ و ديگران گفته‌اند : صور جزئى در نفس مثل صورت زيد « مثلا » مادىاند ، چون فرض قسمت در آنها مىشود ؛ « 2 » حرفى است كه از پيشگاه تحقيق دور است ، چون عقل در مقام قسمت ، جسم و فرد مماثل آن را ايجاد مىنمايد نه آن كه قسمت در همان صورت واقع شود . لذا ملا صدرا صور جزئى قائم به نفس را مجرد و لاجرم مدرك جزئيات ( حس مشترك و خيال ) بلكه جميع قواى باطنى را از ماده مجرد مىداند . حكماى قبل از ملا صدرا فقط صورت عقلى را از ماده مجرد مىدانسته‌اند « 3 » و به تجرد برزخى قائل نبوده‌اند . صور كلى عقلى ، هم از ماده و هم از مقدار جسمانى تجرد دارند و معناى صرفند و به حسب نفس ذات ، مشهود و معلومند و معقوليت ، نحوهء وجود آنهاست و حصول چنين صورى در نفس ، مبدأ كمالات و منبع حسنات و منشأ نيل به لذات و درجات است كه در حق آن گفته شده است : « لا عين رأت ، و لا أذن سمعت ، و لا خطر على قلب بشر » . تجرد يك قسم از صور عقلى ، به حسب فطرت و اصل وجود است ، مثل عقول صادر از مبدأ جود كه نحوهء وجودشان وجود تجردى و از ماده و مقدار معرا مىباشند . قسم ديگر از موجودات ، بالذات تجرد ندارند و نحوهء وجودشان وجودى مادى و غير ادراكى
هامش
( 1 ) . سيد داماد و خواجه و شيخ اشراق و برخى ديگر ، سجل كون و عالم ماده را از مراتب اخير علم حق مىدانند ، ولى صدر الحكماء اين مطلب را نادرست مىداند و حق هم با اوست . ر . ك : ص 243 ، مصادر قول دوم در باب علم حق تعالى به ماسوى . ( 2 ) . النفس من كتاب الشفاء ، صص 55 و 81 و بعد از آن دو ؛ المباحثات ، ص 303 ، رقم 850 . ( 3 ) . ر . ك : رسالهء شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ، ص 91 - 128 .