« قول عرشي
اعلم أنّ للوجودات مراتب ثلاثا :
الأولى [ 1 ] : الوجود الذي لا يتعلّق بغيره و لا يتقيّد بقيد مخصوص و هو الحريّ بأن يكون مبدأ الكلّ ؛
شرح
[ 1 ] چون مختار صدر المتألهين در اين كتاب در وجود ، مذهب عرفاى شامخين است و اصل حقيقت وجود ، واحد شخصى است ، بهتر آن بود كه بگويد از براى وجود - حقيقت وجود - سه مرتبه يا سه اعتبار است :
اول : وجود محض و صرف كه همان مرتبهء ذات حقيقت وجود باشد كه اين مرتبه همان طورى كه در فصول قبلى ذكر شد ، مقام لاتعين و غيب ذات و كنز مخفى و غيب الغيوب و عنقاى مغرب و مقام لا اسم له و لا رسم له مىباشد ، چنين حقيقتى به حسب ذات تعين ندارد .
دوم : وجود اطلاقى و وجود منبسط و حق مخلوق به و فيض مقدس است كه به عقيدهء عرفا صادر از حق اول همين وجود است . سريان و اطلاق اين وجود سريان و اطلاق و عموم خارجى است كه بوحدته ، تمام مرائى و مجالى را از تعين علمى و مفهومى خارج و به وجودات خاص خود موجود مىنمايد ، مراتب خارجى از همين وجود منبعث مىشوند .
اين مرتبه از وجود اگرچه به واسطهء تعين اطلاقى از مرتبهء واجبى منحط و مقام صرافت محض حقيقت وجود را ندارد و به همين لحاظ فعل حق است و ليكن به نفسه از جهتى كه با حق متحد است ( اتحاد حقيقه و رقيقه ) مقيد به ماهيات امكانى هم نيست و از حدود ماهوى كه حاكى از نقص وجودى مىباشند ، مبرّا و معرّاست . روى همين اصل ، كمّل ، مجعول بالذات ، اين وجود را مىدانند .
سوم : مرتبهء وجودات مقيد است كه از آن به اثر تعبير فرموده و گفتهاند : نفس حقيقت وجود ، حق است و وجود مطلق ، فعل و وجود مقيد ، اثر او مىباشد ، اين وجودات مقيد با