تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
جواب : إنّه إن أريد بالموجود ما يقوم به الوجود ، فهو ممتنع ؛ إذ لا شيء في العالم
شرح
شيخ الاشراق از ادله‌اى كه حكما بر زيادتى وجود بر ماهيت ذكر كرده‌اند ، زيادت به اعتبار وجود عينى و خارجى فهميده است . در حكمة الاشراق « 1 » و مطارحات « 2 » در ابطال اين كلام تلويحا و تصريحا و در بيان بطلان خارجيت وجود و تحقق آن در خارج مطالبى را ذكر كرده است . بهمنيار و شيخ الرئيس و خواجه و ساير محصلين از حكماى مشاء صريحا با آن كه قائل به اصالت وجودند ، زيادتى وجود بر ماهيت را به اعتبار وجود خارجى نفى كرده‌اند . براى توضيح مطلب از ذكر كلمات اعلام در اين باب ناچارم . بهمنيار در كتاب التحصيل ، ذيل ص 287 فرموده است : « نحن إذا قلنا : كذا موجود لسنا نعني به الوجود العامّ ، بل يجب أن يتخصّص كل موجود بوجود خاص ، و الوجود إمّا أن يتخصص بفصول ، فيكون الوجود أي المطلق جنسا أو يكون الوجود العامّ من لوازم معان خاصّة ، بها يصير الشيء موجودا » . محصول كلامش آن كه اگر ما بگوييم مثلا زيد موجود است ، قصد نمىكنيم از وجود مفهوم عام بديهى را كه از انتزاعيات است ، بلكه هر ماهيت موجوده‌اى تا از قبل جاعل به وجود خاص تخصص پيدا ننمايد محقق نمىشود . تخصص وجود خاص به فصول نيست ، تا آن كه وجود مطلق معناى جنسى باشد . يا وجود عام از لوازم معانى خاصه باشد كه آن معانى خاصه سبب موجوديت چيزى شوند ، پس هر ذى ماهيتى از براى آن ، ماهيتى است كه در آن ماهيت صفتى است كه به آن صفت موجود شده است ، و اين صفت حقيقتش وجوب و طرد عدم مىباشد . حاصل كلام اولش آن كه وجود ، از براى ثبوت خارجى ماهيت علت نيست تا آن كه ماهيت در تحقق داراى حيثيت تعليلى باشد ؛ كلام بعدى او بر اين استنباط كه در هر ماهيت موجوده صفتى وجود دارد كه ملاك تحقق ماهيت مىباشد شاهد است ، البته اين صفت خارجى نمىباشد كه در خارج ، عارض ماهيت باشد تا مستلزم دور يا تسلسل شود ، كما اين كه شيخ الاشراق و ديگران در رد اين كلمات بدون
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ضمن مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، ج 2 ، صص 64 - 72 . ( 2 ) . ر . ك : همان ضمن همان ، ج 1 ، ص 344 به بعد .