« المشعر الرابع : في دفع شكوك أوردت على عينية الوجود
إنّ للمحجوبين عن مشاهدة نور الوجود الفائض على كلّ ممكن موجود و الجاحدين
شرح
شيخ الرئيس و ساير حكماى اتباع مشاء براهينى براى نفى اين قسم از تميز ذكر كردهاند « 1 » كه اين براهين تشكيك در ذاتيات را نفى مىنمايد . قوىترين برهانى را كه براى نفى تشكيك در ذاتيات اقامه نمودهاند ، دو برهان است :
برهان اول : شيخ فرموده است : اگر ماهيت واحد ، داراى افراد متعددى باشد كه بين افراد ، در نفس ذات ، تفاضل و شدت و ضعف باشد ، فرد قوى - كه اكمل در مقام ذات باشد - اگر چيزى را كه در انقص وجود ندارد واجد نباشد ، تميز و افتراق بين آنها نيست . و اگر بر چيزى كه در فرد انقص نيست مشتمل باشد ، اين زياده كه در ناقص نمىباشد اگر معتبر باشد در سنخ طبيعت ، به اين معنا كه تقويم طبيعت به آن باشد ، اين دو فرد مشترك در طبيعت نيستند . و اگر آن زياده كه در اكمل است ، امر زايد بر طبيعت است ، اين زيادى در اكمل يا فصل مقوم است يا عرض زايد بر طبيعت .
برهان دوم : ذات شىء اگر طبيعت كامل باشد ، ناقص و متوسط ، نفس ذات نيستند و اگر ذات شىء ، هر يك از ناقص و متوسط باشد ، لازمهاش آن است كه آن دو فرد ديگر از افراد نفس طبيعت نباشند .
اين دو اشكال ، مصادرهء به مطلوب است و اشكال كننده بين وحدت عددى و وحدت حقيقى خلط كرده است ، بنابر مذاق كسانى كه تشكيك در ذاتيات را قائلند و مثل شيخ الاشراق « 2 » تشكيك را خاصى مىدانند نه عامّى - و معناى تشكيك خاصى آن است كه نفس حقيقت جوهر مثلا امرى واحد به وحدت اطلاقى انبساطى است كه در كامل و ناقص و
هامش
( 1 ) . ر . ك : مقولات منطق الشفاء ، ج 1 ، صص 70 - 81 ، فصل 4 ، مقالهء دوم ؛ و صص 91 - 101 ، فصل 1 و 2 از مقالهء 3 ؛ التحصيل ، صص 299 - 308 .
( 2 ) . حكمة الإشراق ضمن مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، ج 2 ، صص 119 - 121 ؛ قطب الدين الشيرازى ، شرح حكمة الإشراق ، صص 303 - 305 ؛ شهرزورى ، شرح حكمة الإشراق ، صص 311 - 314 .