لأضواء شمس الحقيقة المنبسطة على كلّ ماهية إمكانية ، حجبا قوية و حججا و همية كشفناها و أزحنا ظلمتها و فككنا عقدتها و حللنا إشكالها بإذن اللّه الحكيم و هي هذه :
شرح
متوسط موجود است - بنابراين مشرب ، حقيقت جوهرى بر جوهر علت به نحو تقدم و عليت و بر معلول به نحو فرعيت و تبعيت صادق است . و جوهر اصلى و فرعى و تبعى از تجليات و ظهورات اصل حقيقت جوهرند ؛ اين بود خلاصهء معناى تشكيك در ماهيت . و براهينى كه شيخ و اتباع او از براى نفى تشكيك اقامه نمودهاند ، از مصادره و مغالطه خالى نمىباشند .
از مطاوى كلمات مذكور در اين رساله به خوبى آشكار و واضح شد كه نفس ذات ماهيات از جميع اقسام تشكيك و انحاى تمايز و تفاضل خالى مىباشند . اگر ماهيت به هر نحوى از انحاى تقدم و تأخر و شدت و ضعف بخواهد متصف شود ، بايد به واسطهء امرى و جهتى غير از ذات و حقيقت خود باشد .
بنابراين مىگوييم : اگر وجود ، امرى اعتبارى و جاعليت و مجعوليت در سنخ مفاهيم و ماهيات باشد در مراتب طولى جوهر مثل مراتب عقول طولى و در زمانيات مثل تقدم هيولى و صورت بر جسم بايد ملاك تقدم هر موجود عالى نسبت به دانى و علت به معلول به نفس حقيقت جوهر و ما فيه التقدم و التأخر نفس جوهر باشد و وجود ، در تقدم و تأخر ، تابع ماهيت و جوهر ذات باشد و چون تشكيك در ماهيت ممتنع است ، بايد اصيل و منشأ اثر ، امرى وراى سنخ ماهيات باشد ، تحقيق تشكيك خاصى در وجود مفصلا در اين رساله ذكر شده است .
خلاصهء كلام آن كه بنابر جاعليت و مجعوليت بين ماهيات و اعتباريت وجود و قول به اين كه وجود ، حقيقت و صورتى در خارج ندارد ، لازم مىآيد كه عليت و معلوليت و تقدم و تأخر بين ماهيات باشد . اگر علت و معلول جوهر باشند ( مثل عقل و نفس و يا ماده و صورت ) بايد ماهيت و حقيقت جوهرى بما أنها جوهر ، علت و ماهيت جوهرى بما أنها جوهر ، معلول باشد ، جوهر به اعتبار علت بودنش ، تمامتر و كاملتر از جوهر معلول و نفس حقيقت جوهر به اعتبار عليت ، بالذات مقدم بر معلول باشد و حقيقت جوهر به اعتبار معلوليت ،