شرح
كه منشأ آثار و احكام مىباشد ؟ البته مورد نزاع دوم در اين جاست بعد از آن كه گفتيم وجود از ماهيات به تعمّل ذهنى و عقلى انتزاع نمىشود ، بلكه وجود مفهومى ، عارض و مبدأ انتزاع آن ، موجودات خارجى مىباشند . اين حرف پيش مىآيد كه آيا فرد بالذات اختصاص به وجود دارد و ماهيت از حدود وجودات انتزاع مىشود و هر وجود غير صرف ، ملازم است با حدّى يا اين كه ماهيت ، امرى واقعى و تحقق و ثبوت خارجى ماهيات بالذات ، منشأ انتزاع اين مفهوم عام بديهى مىباشد ؟ بعد از وضوح و تبين مورد نزاع كه مدخليتى تام در فهم مطالب و براهين وارد در باب دارد ، مىگوييم :
احدى از محققين به اصالت هر دو قائل نشده است ، يكى از بزرگان كه متدرّب در فنون نقليه بوده است ، به اصالت هر دو قائل شده است . « 1 » قول به اصالت وجود و ماهيت هر دو مستلزم محاذير و اشكالاتى است :
1 . لازم مىآيد هر شيئى دو شىء متباين باشد .
2 . لازم مىآيد كه حمل در مطلق قضايا منعقد نشود .
3 . لازم مىآيد تركيب واقعى در صادر اول ، بلكه لازم مىآيد دو امر اصيل در مرتبهء واحد از بسيط من جميع الجهات و الحيثيات صادر شود و اين خود مستلزم تركيب واقعى در مبدأ اول مىباشد .
اما لزوم بودن هر شيئى دو شىء متباين براى آن است كه جهت وجودى با جهت ماهوى به حسب نفس ذات متخالف است و اين دو جهت بنا بر اصالت هر دو مانع از تركيب حقيقى بين جهات متعدد است ، چون بنابر اعتباريت احدهما آنچه كه در خارج محقق بالذات است ، وجود يا ماهيت است و تحقق هر دو مستلزم محذور فوق است .
اما لزوم عدم انعقاد حمل ، براى آن است كه اگر ملاك تحقق و منشئيت اثر و طرد عدم و ثبوت خارجى ، شيئيت ماهوى انسان باشد و مفهوم عام بديهى وجود هم فرد بالذات داشته
هامش
( 1 ) . حكيم سبزوارى - قدس سره - در حاشيهء شرح المنظومهء ، ص 10 به يكى از معاصرينش نسبت داده است ، و اساتيد و شرّاح مىفرمايند كه مراد ايشان شيخ احمد احسائى است و مرحوم هيدجى - قدس سره - در تعليقهء خود بر شرح منظومهء حكمت ، ص 147 اين قول را به شيخ احمد احسائى نسبت مىدهد .