تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
شرح
اشكالات مزبور نمىباشد و مناقشاتى كه در بعضى از كتب به مفاسد مزبور وارد ساخته‌اند ، غير وارد است ؛ فافهم و تأمّل . مطلبى را كه بايد تذكر داد و بسيار مورد توجه است ، آن است كه اگر ادلهء اصالت وجود تمام باشد و گفته شود كه از براى مفهوم عام بديهى وجود ، فرد بالذات موجود است ، بايد وجود در ممكن و واجب هر دو اصل باشد و اگر برهان اصالت ماهيت تمام باشد ، بايد اين معنى در جميع موجودات حفظ شود و دليل هر طايفه از قائلين به اصالت وجود يا اصالت ماهيت قول به تفصيل را نفى مىنمايد و ادلهء عقلى تخصيص برنمىدارد ، اگر قول به اصالت وجود در هيچ جا مستلزم محذورى نشود الا در يك مورد ، قول به اصالت اين معنى از اصل باطل است و بالعكس اگر قول به اصالت ماهيت در هيچ مورد مستلزم محذورى نباشد الا در يك مورد ، اين قول على الاطلاق باطل است . « الطبيعة توجد بوجود فرد مّا و لا تنعدم إلّا بانعدام جميع الأفراد » . و اين كه بعضى از محققين و اكابر اهل اين فن « 1 » در مبدأ ، وجود را اصل دانسته‌اند و در ممكنات ماهيت را ، و يا آن كه مجردات را وجود صرف و در ماديات ماهيات را اصيل دانسته‌اند « 2 » و بعضى از متنّطعين « 3 » هم من حيث لا يشعر از آن اعاظم متابعت كرده‌اند ، كلامى باطل است و ادلهء طرفين ، قول به تفصيل را رد مىكند . قول به اصلين و سنخين نزد عقل مضاعف و فهم مستنير ناشى از تحير و عدم تضلّع وسعهء باع است ، انكار اصالت وجود در عقليات نظير انكار ولايت كلى على بن ابي طالب - روحى له الفداء - در اعتقادات مىباشد ، همان طورى كه منكر ولايت دچار زلّت و انكار و چشم‌پوشى از كثيرى از مسلمات كتاب و
هامش
( 1 ) . مراد محقّق دوّانى است . ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 1 ، صص 407 - 408 ؛ و ج 6 ، ص 65 ؛ شرح المنظومة ، قسم الحكمة ، صص 13 و 25 . ( 2 ) . شيخ اشراق - قدس سرّه - قايل به اين قول است . ر . ك : حكمة الإشراق ضمن مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، صص 64 - 73 ؛ التلويحات ضمن همان ، ج 1 ، صص 23 و 115 - 118 ؛ المقاومات ضمن همان ، ج 1 ، ص 156 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 1 ، صص 39 و 43 و 411 ؛ شرح المنظومة ، قسم الحكمة ، ص 11 . ( 3 ) . مثل ابن كمّونه بنابر نقل صدر المتألهين - قدس سرّه - در الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 63 ، و محقق لاهيجى - قدس سرّه - در شوارق الإلهام صص 52 و 117 ، و مؤلّف كتاب حكمت بوعلى سينا .