است ؛ امّا به حقيقت قبايح خود را لايح « 1 » و عيوبات خود را واضح نمودن است .
« ز خاك آفريدت خداوند پاك * پس اى بنده افتادگى كن چو خاك » « 2 »
* * *
« تواضع سر رفعت افرازدت * تكبّر به خاك اندر اندازدت « 3 » »
* * *
« به عزّت هر آن كو فروتر نشست * به خوارى نيفتد ز بالا به پست « 4 » »
* * *
« به گردن فِتد سركش تندخوى * بلنديت بايد ، بلندى مجوى « 5 » »
* * *
« بلنديت بايد تواضع گزين * كه اين بام را نيست سُلّم جز اين « 6 » »
و بدان كه در سابق مذكور شد كه هر صفتِ فضيلتى ، در وسط است و دو طرف افراط و تفريط آن مذموم است و طرف افراطِ تواضع ، تكبّر است كه مذكور شد و طرف تفريط آن ذلّت و پستى است . پس همچنان كه تكبّر مذموم است همچنين ، خود را خوار و ذليل كردن مذموم است . و نيز بدان كه تواضع كردن خوب است براى كسانى كه متكبّر نباشند . و امّا براى متكبّران تواضع و فروتنى نكردن بهتر است ؛ زيرا كه فروتنى براى آنها باعث ذلّت خود و موجب گمراهى و زيادتى تكبّر اوست . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « هر گاه متواضعين امّت مرا ببينيد از براى ايشان تواضع
هامش
( 1 ) . لايح : آشكار .
( 2 ) . سعدى ، بوستان ، باب چهارم در تواضع ، سرآغاز ، ص 231 .
( 3 ) . همان ، حكايت 2 ، ص 234 .
( 4 ) . همان ، حكايت 4 ، ص 241 .
( 5 ) . همان ، حكايت 2 ، ص 234 .
( 6 ) . بوستان ، باب چهارم ، در تواضع ، حكايت 1 ، ص 233 .