كه انواع مَذلّت به ايشان مىرسد ، چنان متغيّر نمىشوى كه به يك گز زمين جايت تفاوت كند ! و بعضى از متكبّرين اگر در مجلسى وارد شوند كه در صدر جايى براى ايشان نباشد در صف نِعال « 1 » مىنشينند . با وجود اين كه ميان صدر و صف نِعال مكان خالى بسيار مىباشد . يا بعضى مردمان پست را ميان خود و كسانى كه در صدر نشستهاند مىنشانند كه بفهمانند اين جا كه ما نيز نشستهايم صدر است ؛ يا اين كه ما خود از صدر گذشتهايم . و بسا باشد كه در راه رفتن نيز چون ميسّر نشود كه مقدّم بر همه شود ، اندكى خود را واپس مىكشد تا فاصلهاى ميان او و پيش افتادگان حاصل شود ! و اينها همه نتيجهء كبر و خباثت نفس است . سوم : آن كه پيشى گرفتن در سلام كردن بر او گران نباشد و اگر مضايقه داشته باشد متكبّر خواهد بود . چهارم : اگر فقيرى او را دعوت كند اجابت نمايد . و به جهت حاجات و مهمّ رفقا و خويشان به كوچه و بازار آمد و شد نمايد . و همچنين ضروريّات خانهى خود را از آب و نان و هيزم و گوشت و غيره را از بازار خريده و خود بردارد و به خانه برد . و اگر اينها بر او گران باشد متكبّر است . و از بعض اخبار مستفاد مىشود كه اگر امرى به حدّى رسيده كه ارتكاب آن در عرف قبيح و باعث آن شود كه مردم غيبت او كنند ، ترك آن بهتر است و اين نسبت به اشخاص و ولايات و عصرها مختلف مىشود . و لكن آدمى بايد فريب نخورد و تكبّر را به سبب نسبت به آن مرتكب نشود . پنجم : آنكه پوشيدن لباسهاى كهنه و سبك قيمت و درشت و چركين بر او گران نباشد .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٩٧
هامش
( 1 ) . صف نِعال : كفش كن . درگاه و پايى ن مجلس .