و به اين جهت از معالجهء آن دست كشى . وبدان كه از براى كبر و تواضع علاماتى چند است كه بايد به آنها خود را امتحان نمايى . اول : آن كه چون به امثال و اقران خود در مسألهاى گفت و گو كنى ، اگر حق بر زبان ايشان جارى شد و تو بر خلاف بودهاى ، پس اگر اعتراف به آن كردى و شكرگزارى ايشان نمودى ، معلوم است كه تواضع دارى ؛ و اگر نه به مرض كبر مبتلايى و بايد به معالجهى آنپردازى . دوم : آن كه اگر در محافل و مجالس ، امثال تو بر تو مقدّم نشينند و تو فروتر ، يا در راه رفتن بر تو مقدّم باشند و تو در عقب آنها باشى ، پس اگر مطلقاً تفاوتى در حال تو پديد نشد متواضعى و الّا متكبّر . و از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه فرمودند كه : « تواضع آن است كه آدمى در مكانى كه پستتر از جاى اوست بنشيند و به جايى كه پايينتر از جاى ديگرى باشد راضى شود و به هر كه ملاقات كند ، سلام كند و ترك مجادله نمايد اگر چه حق با او باشد و نخواهد كه او را بر تقوا و پرهيزكارى بخوانند و مدح كنند » . « 1 » و مخفى نماند كه بعضى از متكبّرين طالب صدر ، مىخواهند كه امر را مشتبه كنند ؛ عذر مىآورند كه مؤمن نبايد خود را ذليل كند . و بعضى از متشبّهانِ اهل علم ، متمسّك مىشوند كه علم را نبايد خوار كرد . و اين از فريب شيطان است ؛ زيرا كه چه ذلّتى و چه خواريى است در نشستنِ زير دستِ كسانى كه مثل تو يا نزديك به تو هستند . اين عذر اگر مسموع باشد در جايى است كه مؤمنى در مجمع اهل كفر ، يا صاحب علم در مجلس ظلمه و فسّاق و جهّال حاضر شود . علاوه بر اين كه اگر اين عذر تو است چرا اگر اتّفاقاً در جايى زير دست نشستى متغيّر الحال و مضطرب مىگردى . به يك بار زيردست نشستن ، ذلّت ايمان و علم به هم نمىرسد ! هزار مسلمان و عالم را مىبينى
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٩٦
هامش
( 1 ) . همان ، ص 122 .