ششم : با كنيزان و غلامان و خدمتكاران خود در يك سفره طعام خورد ؛ چنانچه اين صفت از سلطان سرير ارتضا « 1 » حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام منقول است . « 2 » و امتحانات كبر و تواضع منحصر به اينها نيست ، بلكه اعمال و آثار ديگر نيز بسيار هست ؛ مانند اين كه خواهد كسى در پيش او بايستد و خواهد كسى همراه او در كوچهها و بازارها باشد . و از زيارت و همنشينى فقرا و مريضان و آزارداران « 3 » مضايقه كند . [ تواضع و فروتنى ] و ضدّ صفت كبر ، تواضع و فروتنى است ، كه لازمِ آن كردار و گفتار چندى است كه دلالت بر تعظيم ديگران مىكند ، و مداومت بر آنها اقوا معالجهاى است از براى مرض كبر . و آن از شرايف صفات است . و روايت شده كه : « هيچ كس تواضع نكرد ؛ مگر آنكه خدا او را بلند گردانيد » . « 4 »
و خداوند عزّوجل ، بهترين خلق خود را به تواضع امر نموده و فرموده : « وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤْمِنِينَ » « 5 » پس ، از تواضع ، كسى اجتناب مىكند كه شرف ذات و علوّ قدر او در معرض اشتباه مانده باشد . و امّا آن كه در نفس الامر بزرگ و عالى قدر است ، او از تواضع نترسد ؛ زيرا كه تواضع از بزرگى و جلالت او چيزى كم نمىكند ؛ بلكه شوكت او [ را ] نزد خالق و خلق بيفزايد . و از اينجا معلوم مىشود كه تكبّر از خصايص ناقصان و ساقطان است كه غرضشان از آن پوشانيدن نقصان خويش